☘☘☘
...
...
بیدار شد آتشفشان، شب را چراغان کرد
سیل مذابی کوه را بلعید و ویران کرد
سیلی گدازان بود خون، عالم در او حل شد
آهی که نوح از سینه بیرون داد، طوفان کرد
چک چک چکید و سنگ خارا را فروپاشید
کاری که خنجرها نکردند آب باران کرد
با سروهای کاشمر عبّاسیان کردند-
کاری که با سرو جوان من، زمستان کرد
گفتم که این شاخ، آشیان مرغ آمین است
اما تبر زد، مرغ را از شاخه پرّان کرد
من زخم میپوشیدم از نامحرمان، اما
او بیحیا پیش آمد و شمشیر، عریان کرد
گفتیم و نشنیدند و کردند آنچه را کردند
یک روز میفهمند و... دیگر هیچ نتوان کرد!
...
...
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
کانال شعرهای پانتهآ صفائی
@safaeip
...
...
9
4
2
2March 2, 2026 762 4 5