در آستانهٔ نوروز، با هزار آه و هزار آرزو... ...که روزهای پر از شهد و… — پانته‌آ صفائی — TG.ME


...

در آستانهٔ نوروز، با هزار آه و هزار آرزو...



...که روزهای پر از شهد و نوشخند بیاید
که گریه بگذرد و خون تازه بند بیاید

که طی شود شب این روزگار تلخ‌تر از زهر
و صبح با شکر سرخ و سفره قند بیاید

اقاقیا به سر حوض خانه عطر بسابد
و باز بوی گل یاس از خَرَند بیاید

که باز چارقد گل‌گلی بپوشد و نوروز
به باغ با گل مینا و شاپسند بیاید

که بگذریم از این درّهٔ گراز و شب جغد
و آن غزال ز کف رفته در کمند بیاید

هزار اسب کهر در هزار مویرگ دشت
هنوز چشم به راهند آن سمند بیاید

خدا کند که هم امسال آن شبی که خدایان-
جنازهٔ غم از این شهر می‌برند، بیاید!-

که گریه بگذرد و خون تازه بند بیاید
که روزهای پر از شهد و نوشخند بیاید...


٭در شهر من به حیاط، خَرَند هم می‌گویند.





...
...
کانال شعرهای پانته‌آ صفائی
@safaeip
...
❤15👏8👍4👎1🕊1
March 17, 2025 2.2K 15 23