📝روزبه کردونی
هزار سال قسطنطنیه در میان دشمنان ایستاد؛ گاهی با دیوار، گاهی با طلا، گاهی با معامله و گاهی با این تصمیم ساده که اصلاً نجنگد. امپراطوری بیزانس برای تداوم هزارساله فقط هنر جنگیدن را نمیشناخت؛ هنر گرفتارنشدن در جنگ را نیز آموخته بود.
1⃣«نفرین جنگهای متوسط» از همینجا آغاز میشود: جنگی که کوچک و محدود طراحی میشود، اما پیش از آنکه کسی تصمیم گرفته باشد بزرگ شود، از کنترل خارج میشود.
2⃣مسئله درباره جنگ آمریکا با ایران، توان واشنگتن برای واردکردن ضربهای سنگین نیست؛ مسئله، فاصله میان «توان آغاز جنگ» و «توان تعیین پایان آن» است. ویتنام نیز با یک تصمیم بزرگ، بزرگ نشد؛ با زنجیرهای از تصمیمهای کوچک گسترش یافت: نیروی بیشتر، بمباران بیشتر و تعهد بیشتر. حمله، پاسخ میآورد؛ پاسخ، تلافی میطلبد؛ تلافی، حیثیت را وارد میدان میکند و ناگهان هر حمله، حمله بعدی را اجتنابناپذیر نشان میدهد.
3⃣تجربه عراق و افغانستان نیز یک حقیقت را آشکار کرد: «قدرت تخریب، قدرت تأسیس نیست.» یک ارتش میتواند نظمی را در چند روز درهم بشکند، اما نمیتواند با موشک و بمب، مشروعیت سیاسی و نظمی پایدار تولید کند.
ایران را هم فقط از روی نقشه نمیتوان دید. تأسیسات و پایگاهها روی نقشه دیده میشوند، اما حافظه تاریخی، غرور ملی، خشم و واکنش جامعه نه. پرسش اصلی این نیست که آمریکا چه چیزهایی را میتواند منهدم کند؛ پرسش این است که پس از انهدام آنها چه خواهد شد.
5⃣روز نخست جنگ معمولاً ساده است؛ تصاویر حملات منتشر میشوند و زبان پیروزی غلبه میکند. آزمون واقعی از روز بعد آغاز میشود.
👈قدرتی که روز آغاز جنگ را انتخاب میکند، لزوماً صاحب روز پایان آن نیست. تاریخ نیز قدرتها را با نخستین موشک داوری نمیکند؛ با جهانی داوری میکند که پس از آخرین موشک باقی میماند.
.........................................................
⭕️متن کامل یادداشت در شرق:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1125935


