مزن زخم زبان جبران ندارد* *دلی چون بشکند درمان ندارد* *خدا باشد همیشه… — رنگین کمان — TG.ME

*مزن  زخم زبان جبران ندارد*
*دلی چون بشکند  درمان ندارد*

*خدا باشد همیشه شاهدِ ما*
*زاعمال همه دانا و بینا*

*دلم خون است از این نامردمی ها*
*از این نیش و زبان گژدمی ها*

*از این دیدِ  سیه بیدادُ بیداد*
*زحرف ناکسان  فریادُ فریاد*

*مکن جانم قضاوت بنده ای را*
*مکن گریان لب پر خنده ای را*

*خداوندا شدم بی تاب و خسته*
*کسی زخم مرا مرهم نبسته*

*از این نامردمی و کینه و قهر*
*از این گفتار های تلخ چون زهر*

*خدا رنجیده خاطر گشته ام من*
*به مرگ خویش حاضر گشته ام من*

*زبان نقش تبر دارد عزیزان*
*به عمق جان اثر دارد عزیزان*

*نگه داریم زبان و فکر خود را*
*نگوییم مابه زشتی ذکر خود را*

*مکن غیبت مزن تهمت عزیزم*
*شوی شایسته ی جنت عزیزم*

*چشیدم طعم دردی زین گمان ها*
*چنان دردی که ترس آرد به جان ها*

*چه گویم من ازین رسم زمانه*
*از این نا آشنای بی نشانه*

*هوای دل چنان افسرده گشته*
*بسانِ  غنچه ای پژمرده گشته*

*بنی آدم اگر اعضای هم بود*
*میانِ ما کدورت ها چه کم بود*

*یکی باید بیاید بین مردم*
*که باشد اهل احساس و ترحم*

*یکی که آشنای زخم و درد است*
*چو دل خسته ازین گفتارسرد است*

*هزاران درد دارد در دل خویش*
*دلی افسرده وخون گشته و ریش*

*چنان دردی که درمانش محال است*
*که خورشید وجودش در زوال است*

*خدایا این منِ افسرده جانم*
*غریب وبی نوا وبی نشانم*

*صبوری ده مرا صبرم سر آمد*
*نفس از سینه و جانم بر آمد*

*بیا زین خسته دستی گیر یارب*
*کزین زخم زبانم سیر یارب*

*من از خاکم خدایا خاکی ام کن*
*صبوری  را نشان  پاکی ام کن*
September 5, 2026 36 1