از دیشب این شعر تو ذهنم اومده، خیلی یهویی، خیلی بی‌دلیل... — رامشگری واژگان — TG.ME

رامشگری واژگانهله نومید نباشی که تو را یار براند گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟ در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد نهلد…
از دیشب این شعر تو ذهنم اومده، خیلی یهویی، خیلی بی‌دلیل...
August 12, 2026 66