✔️از روزِ دی نظامی تا روزِ دی اقتصادی
✍🏻سهند ایرانمهر
ترامپ تحریمهای تازه آمریکا علیه ایران را به «روز دی اقتصادی» تشبیه کرده است.D-Day به عملیات متفقین در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ اشاره دارد، عملیلتی که سرنوشت جنگ جهانی دوم را با ائتلاف آمریکا و همپیمانانش در سواحل نرماندی فرانسه تغییر داد و اگر بخواهم برای حافظه مخاطب ایرانی زندهاش کنم به فیلم «نجات سرباز رایان» میتوان اشاره کرد.
این تشبیه چند معنای پنهان دارد اول، تلقی ترامپ از ائتلافی بودن آن، دوم، گستردگی و هیبت آن به شکل اقتصادی و سوم، تاثیرگذاری آن بر سرنوشت جنگ. یک نکته زیرکانه دیگر هم در اینجا وجود دارد و آن این است که ترامپ سعی میکند با همانندسازی تاریخی در ذهن متحدان- که این روزها در اینکه اقدامات و اهداف آمریکا نفعی جمعی را در نظر گرفته است به شدت دچار تردید شدهاند- جا بیاندازد که ایران تهدیدی علیه همه آنهاست و آمریکا در این جنگ خیری عمومی را دنبال میکند. تشبیهکردن به روز دی یکواقعیت دیگر را نیز آشکار میکند و نشان میدهد ترامپ در ایده اقدام یکجانبه و عدم نیاز به متحدان و تحقیر آنان کاملا اشتباه میکرده است.
حالا که در مقدمه به فیلم «نجات سرباز رایان» اشاره کردم بد نیست به فیلم «فشار» Pressure هم که چندروز پیش دیدم اشاره کنم. این فیلم درباره اختلاف پیشبینی دو هواشناس درباره وضعیت آبوهوایی قبل از انجام عملیات روز دی بود اما چرا این یادآوری مهم است؟ موفقیت عملیات روز دی ترامپ هم بیارتباط با شناخت اتمسفر امروز جهان نیست.
تحریم میتواند درآمد ارزی را کاهش دهد، تورم ایجاد کند، ارزش پول ملی را تحت فشار قرار دهد، سرمایهگذاری را مختل کند و هزینه تجارت را بالا ببرد. اما هیچ رابطه مکانیکی میان فشار اقتصادی و تسلیم سیاسی وجود ندارد. ایران نیز طی سالهای تحریم، شبکههایی از واسطهها، شرکتهای پوششی، مسیرهای غیررسمی، تهاتر و شرکای تجاری جایگزین ایجاد کرده است. به همین دلیل است که در سخنان ترامپ، فهرستی از «قاچاق نفت، خطوط سوآپ، انتقال پول نقد، صرافیها، ثبت کشتی و شرکتهای پوششی» دیده میشود. واشنگتن میداند که تحریم کشمکش میان فشار و سازگاری است و به همین دلیل ترامپ بیش از تحریم به فکر جلوگیری از شکلگیری یک اقتصاد پیرامونی برای دور زدن تحریمهاست تا فرسودگی اقتصادی را سرعت ببخشد.
نکته مهم اما این است که فرسودگی اقتصادی لزوما به تغییر رفتار سیاسی نمیانجامد؛ گاهی حتی میتواند اقتصاد زیرزمینی، مقاومت نهادی و نزدیکی به قدرتهای غیرغربی را تقویت کند و ممکن است مثل عملیات نظامی قبلی اینبار هم میان شدت عملیات و نتیجه آن فاصله بیفتد زیرا در نرماندی، مسئله فقط گرفتن ساحل نبود؛ مسئله حفظ آن و رساندن نیرو و تدارکات بیشتر بود. در جنگ اقتصادی نیز بستن چند مسیر دشوار نیست؛ دشوارتر این است که بتوان همه مسیرها را بست، بدون آنکه هزینه محاصره به متحدان آمریکا، بازار انرژی و در نهایت خود اقتصاد جهانی بازگردد.
آمریکا میتواند هر شرکت یا بانک خارجی را در معرض تحریم ثانویه قرار دهد؛ اما نمیتواند بهسادگی «همه کشورها» را وادار کند که در یک محاصره اقتصادی علیه ایران مشارکت کنند. در بسته تحریمی ۲۴ اوت، آمریکا دهها فرد و نهاد را هدف قرار داد، اما بانکهای بزرگ چینی را تحریم نکرد؛ حالا اما اگر این سخناسکات بسنت که حتی چین هم در صورت نقض تحریم، مجازات میشود درست باشد کار پیچیدهتر میشود چون تحریم چین با تحریم ایران یک جنس نیست. اولی میتواند به جنگ اقتصادی آمریکا و چین تبدیل شود و باز یک اختلاف فاحش با روزی دی رخ داده است چون اگر آن روز متفقین یک دشمن داشتند حالا ترامپ باید از کشورهایی کمک بگیرد که بعضی از آنها خودشان قدرتهای رقیب آمریکا هستند و میدانند که موفقیت این عملیات امکان بکارگیری آن علیه خودشان را هم تقویت میکند و این دیگر جنگی علیه ایران نیست بلکه بنمایه مبارزه بر سر نظم اقتصادی جهان شکل گرفته است.
https://t.me/rahimzayer
