آروم بگیر دوردونه‌م. الان تموم می‌شه. نفس نفس زدم. -پندار دو سال از… — رَهــای او — TG.ME

-آروم بگیر دوردونه‌م. الان تموم می‌شه.
نفس نفس زدم.
-پندار دو سال از اولین رابطه‌مون گذشته. یواشتر. آخ، پاره شدم؟!
تو گلو خندید و مجال نداد سر بلند کنم.
-ناله نکن سو، اینجوری دوست دارم محکم‌تر بکوبم بهت.
روی گوشم تا چونه‌م و بوسیدو لب زد:
-دو سال خودتو دریغ کردی عزیز کرده. چطور آروم باشم؟!
تنم را میانِ آغوشش کشید. ضرباتش تند‌تر شدند و ناله‌ای مردانه کرد و غرید:
-اگه حامله‌ت نکنم بازم از دستم لیز می‌خوری توله؟!
تند و با وحشت سر تکان دادم و پیشانی به پیشانی‌ام چسباند‌.
-می‌خوام بابای بچه‌ت باشم سو...
با حسِ داغی درونم، خواستم پسش بزنم که مرا میانِ حصارِ آغوشش قفل کردو...🔥❌
https://t.me/+IsNOnJyd85FjMmJk
پسره بعد از این پارت غیبش می‌زنه و وقتی برمی‌گرده که بچه‌ش هشت ماهشه...🥲🥹
October 5, 2026 266