- خانومم درد داره؟ دورت بگردم چرا گریه میکنی باز؟
سینههای برهنهاش را با دو دست پوشاند و هق زد.
- نگاه نکن هاتف، بد فرم شده، شیر توش مونده، سفت شده حالم بده.
- الهی من فدات بشم زندگیم، دستتو بردار بذار کمکت کنم.
- نه نه، تو رو خدا برو بیرون خودم یه کاریش میکنم، زشته جلوی مامانم و مامانت، یهو میان تو اتاق...
https://t.me/+UHaQAFJvCZNlMjA0
بی توجه به حِرمان دستش را برای ماساژ سینههایش پیش برد و با باز شدن در اتاق...
October 4, 2026 527