از تو بهشت دانشجوش تقلب پیدا میکنه🔥
#partvip
ـ به خدا هیچی نیست استاد... آییی...
استاد مهران دستشو از کش شلوارم رد کرد و انگشتشو لای شیارهای خیـس و آبدار بهشتم لغزوند.
ـ مطمئنی چیزی نیست و اینطوری خیس شدی دلین؟
با فرو رفتن دو بند انگشتش به درون بهشتم پاهامو بهم فشردم که خشمگین از روی لباس نیپیل سیخ شدهام رو فشرد.
ـ باز کن پاهاتو تا جرت ندادم توله سگ!🫦
پاهامو به اجبار باز کردم که تکه کاغذ رو از داخل بهشتم بیرون کشید و در برابر چشمهای ترسیدهام لیسی بهش زد.
ـ یه راه برای اینکه به حراست گزارشت نکنم هست.
ترسیده آب دهنمو بلعیدم که کمربندشو باز کرد و خمار و شهوتی گفت:
ـ اگه میخوای به حراست نگم، همین الان باید بشینی رو کـلفتم.
https://t.me/+dsH06llQ--1jY2Rk
مچ دانشجوی شیطون و پستون گندهاش رو میگیره و برای اینکه به حراست گزارش نده، بهشتشو جر میده😈💧
September 27, 2026 338