ایران، آن ایران سال 43
در جنگ دوم جهانی نیست!
ریا نووستی- پتر آکوپوف
آمریکاییها نمی توانند اصطلاحی را برای “پیروزی خود بر ایران” تصور کنند. در رقابت با ترامپ، وزیر خزانه داری او، بسنت، حتی پا را فراتر گذاشت و تحریمهای اعلام شده توسط واشنگتن علیه شرکای تجاری ایران را با پیاده شدن متفقین در نرماندی در روز D - افتتاح جبهه دوم علیه هیتلر در اروپا توسط ایالات متحده و بریتانیای کبیر در ژوئیه ۱۹۴۴ - مقایسه کرد. جبهه اول، همانطور که به خوبی شناخته شده است، جبهه شرقی، جبهه شوروی - و همچنین جبهه اصلی بود. بسنت برای اعتبار بخشیدن بیشتر به شباهتهای تاریخی، اشاره کرد که طرح “عملیات بیسابقه” (از نظر او، تحریمهای گسترده قریبالوقوع) در جلسه ای با حضور رهبران ائتلاف ضد هیتلر در نوامبر ۱۹۴۳ در تهران مورد بحث قرار گرفته است. نتیجه واضح است: در آن زمان، شکست دشمن آلمانی در پایتخت ایران یک نتیجه قطعی بود، در حالی که امروز بحث حول “شکست اقتصادی قریبالوقوع ایران”، یعنی دشمن جدید ایالات متحده، می چرخد. بسنت به راحتی این واقعیت را که ایران ظاهراً مدتی است که از نظر نظامی شکست نخورده است، نا دیده می گیرد - این موضوع شرم آور خواهد بود، اینطور نیست؟ توصیف او از طرحهای شکست آلمان، که در آن می گوید این استراتژی توسط روزولت و چرچیل تدوین شده بود، حتی پوچ تر از آن است . او “فراموش می کند” از سومین شرکت کننده در تهران در سال ۱۹۴۳ نام ببرد: استالین. او مطمئناً نقشه پیاده شدن را طراحی نکرده بود، اما سربازان اتحاد شوروی که تحت رهبری استالین می جنگیدند، شرایط را بگونه ای فراهم کردند که اول روز D را ممکن ساختند: بدون موفقیتهای ارتش سرخ، “آزادسازی اروپا” توسط آنگلوساکسونها (آنطور که امروز به تصویر کشیده میشود) هرگز اتفاق نمیافتاد. با این حال، نباید وزیر خزانه داری ایالات متحده را به جعل عمدی تاریخ یا ترسیم قیاسهای تاریخی پوچ متهم کرد - درک این موضوع که آیا او واقعاً معتقد است که ایران در آستانه شکست است، بسیار جالب تر است.
البته، ایران متحمل خسارات عظیمی شده است، اما همچنان استوار مانده است و قصد ندارد در برابر تهدیدات آمریکا تسلیم شود. علاوه بر این، کسانی که تحت تأثیر این “تحریمهای جهنمی” آمریکا قرار گرفته اند، آشکارا حمایت خود را از ایران نشان خواهند داد. اجلاس دو روزه سازمان همکاری شانگهای (SCO) -سازمانی متشکل از ده کشور آسیایی، از جمله ایران- روز دوشنبه در بیشکک آغاز می شود. این اولین دیدار مستقیم از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی است و اهمیت آن برای ایران بسیار فراتر از یک نشست نمادین است.
در میان کسانی که در پایتخت قرقیزستان حضور خواهند داشت، ولادیمیر پوتین، شی جین پینگ و نارندرا مودی قرار دارند - دو نفر اول تقریباً مطمئناً جلسات جداگانه ای با رئیس جمهور ایران خواهند داشت. نخست وزیر پاکستان، شهباز شریف، نیز شرکت خواهد کرد - کشورش واسطه اصلی در مذاکرات ایران و آمریکا بود و همچنان کانال اصلی ارتباط بین تهران و واشنگتن است. به عبارت دیگر، در بیشکک، رئیس جمهور ایران، پزشکیان، خود را در جمع افرادی خواهد یافت که قاطعانه هیچ علاقه ای به شکست ایران ندارند. برعکس، آنها به این کشور کمک میکنند تا زنده بماند و پس از آنکه آمریکاییها مجبور به اعتراف به واقعیت آشکار شدند، این کشورها به ایران کمک خواهند کرد تا قدرت خود را باز یابد و این به معنی شکست تلاشهای آمریکا برای فروپاشی جمهوری اسلامی خواهد بود.
سازمان همکاری شانگهای (SCO) در ابتدا برای حفظ صلح در آسیای مرکزی تأسیس شد، اما با پیوستن هند، پاکستان و ایران، اهداف آن بلند پروازانه تر شده است. سرنوشت بخش بزرگی از اوراسیا اکنون در خطر است - همه شرکت کنندگان علاقمند به تعیین مستقل سرنوشت خود و حل اختلافات با هم بدون دخالت قدرتهای خارجی (یعنی غربی) هستند. در واقع، این همیشه موفقیت آمیز نبوده است - درگیری اخیر بین هند و پاکستان این واقعیت را ثابت می کند. مشارکت ایران در سازمان همکاری شانگهای (SCO) مانع حملات ایالات متحده و اسرائیل نشده است، اما هدف SCO این است که این امر را در آینده غیرممکن کند. SCO یک اتحاد نظامی نیست، اما می تواند و باید به اتحادیه ای از کشورها تبدیل شود که به دنبال محافظت از حاکمیت خود و امنیت کل منطقه هستند. در آن صورت تهدیدات آنگلوساکسون دیگر خطری ایجاد نخواهد کرد. زیرا هرگونه “فرود نرماندی” جدید، چه در ارتباط با تحریمها و چه صرفاً نظامی (یعنی فرود آنگلوساکسون در آسیا - چه در خلیج فارس، تایوان یا حوزه نفوذ روسیه)، به سادگی غیرممکن خواهد بود.
September 1, 2026 864 3