💢 بهرهوری صنعت، زیر چرخ «نظام یارانهها»
✍ اسماعیل حبیبی، معاون راهبری بهرهوری سازمان ملی بهرهوری ایران
(بخش اول)
🔹 در یک اقتصاد رقابتی، منابع به سمت بنگاههای اقتصادی که دارای بالاترین بهرهوری هستند، جریان پیدا میکند. بنگاههای غیربهرهور که قیمت تمامشده محصولاتشان بالاتر است و توان رقابت با سایرین را ندارند، مشتریان خود را از دست داده و با اعلام تعطیلی یا ورشکستگی از بازار خارج میشوند. در این صورت، منابعی که در اختیار بنگاههای اقتصادی غیربهرهور بود، آزاد شده و بهطور طبیعی، به سمت بنگاههایی با بهرهوری بالاتر جریان پیدا میکند. این منابع شامل منابع انسانی، تجهیزات و ماشینآلات، زمین و ساختمان، سرمایه و ... میتواند باشد و این همان مفهوم کارایی تخصیص است، یعنی منابع باید به بنگاههایی تخصیص پیدا کند که بالاترین بهرهوری را دارا هستند. در یک سطح بالاتر، منابع کشور میبایست به صنایعی تخصیص پیدا کند که بهرهوری بالاتری دارند و ما در آن صنایع، مزیترقابتی داریم و میتوانیم در عرصههای بینالمللی رقابت کنیم.
🔹 ایجاد انحصار در بازار و همچنین تخصیص انواع یارانهها و حمایتها، باعث میشود تا این روند طبیعی، با اختلال مواجه شود. صنایع به شکل آکواریومی رشد خواهند کرد، ولی این رشد پایدار نخواهد بود و تغییراتی کوچک در محیط رقابتی، میتواند این رشد غیرطبیعی را به کل از بین ببرد، اتفاقی که متأسفانه در بسیاری از صنایع ایران افتاده است. ما شاهد توسعه صنایعی هستیم که به شکل غیر بهرهور تولید میکنند، ولی بهواسطه حمایتهای دولتی و ایجاد انحصار، بقاء دارند. شاید اعمال حمایت برای برخی از صنایع نو پا که در مراحل رشد آغازین خود هستند و یا صنایع استراتژیک، توجیه داشته باشد، ولی مشکل وقتی ایجاد میشود که اعمال حمایت و ایجاد انحصار برای برخی صنایع تبدیل به یک رویه دائمی میشود. سوبسیدهای پیدا و پنهانی که به صنایع داخلی داده میشود، باعث شده است که کشور نتواند مزیتهای رقابتی خود را کشف و تقویت کند. نمیدانیم کدام یک از صنایعمان میتواند در فضای بینالمللی حرفی برای گفتن داشته باشد و بتواند بقاء و رشد داشته باشد. برداشتهشدن تحریمها و حضور در بازارهای بینالمللی شاید آغازی برای سقوط صنایعی باشد که به شکل آکواریومی رشد داشته و از رشد و توسعه طبیعی، غفلت کردهاند.
🔹 نمونههایی از حمایتها و یارانههایی که از آن صحبت میکنیم عبارتند از:
۱- انرژی ارزانقیمت: شامل گاز، برق و سوخت که به قیمتی بسیار پایینتر از قیمت جهانی به صنایع داخلی تحویل داده میشوند.
۲-آب مصرفی در صنعت کشور که از منابع مختلف مانند رودخانه، آب چاه یا لولهکشی شهری تأمین میشود، تقریبا به شکل رایگان در اختیار صنایع داخلی ما قرار میگیرد.
۳- ممانعت از ورود کالاهای مشابه خارجی یا اعمال تعرفههای سنگین برای واردات آنها. (فراهم آوردن بازار داخلی تضمین شده بدون رقیب خارجی)
۴- نیروی کار ارزانقیمت که بهواسطه حضور اتباع خارجی، برای صنایع داخلی کشور فراهم شده است. حضور اتباع خارجی علیرغم اینکه در بسیاری از زمینهها برای کشور مشکلاتی فراهم کرده است ولی در عین حال، تنها مزیت آن (یعنی تأمینشدن نیروی کار ارزانقیمت) برای صنایع داخلی بوده است. همچنین با پایین نگهداشتن حقوق و دستمزد کارگران ایرانی در تناسب با تورم موجود در کشور، به نوعی حمایت از صنایع را شاهد بودهایم.
۵- تخصیص ارز ارزانقیمت برای واردات مواد اولیه، ماشینآلات و ....
۶- عرضه تسهیلات بانکی با نرخ سود واقعی منفی (در تناسب با تورم)
۷- عدم محدودیت جدی در ایجاد آلودگی هوا و فاضلابهای صنعتی که هیچگونه هزینهای برای بنگاههای اقتصادی به دنبال ندارد.
مجموع این حمایتها باعث شده است تا صنایع داخلی، علیرغم نابهرهور بودن، از بقاء و رشد برخوردار باشند. به عبارت دیگر، هزینه ناکارآمدی صنایع، از جیب مردم و بیتالمال پرداخت شده است.
🔹 برای جبران این حمایتها، سیاست دیگری پیش گرفتهایم که نه تنها باعث حل این مسئله نشده، بلکه خود تبدیل به مسئله دوم شده است. «قیمتگذاری دستوری» برای محصولات این بنگاهها با هدف حمایت از مصرفکننده، باعث شده تا اقتصاد بنگاه به شکل کامل از ریل خود خارج شود. از طرف دیگر، قیمتگذاری دستوری، روند اصلاح الگوی مصرف در سمت مصرفکننده را هم با اختلال مواجه کرده است. در طول شبکه زنجیره تأمین، این مشکلات از بنگاهی به بنگاه دیگر سرایت کرده است.
🔰 پایگاه دانش بهره وری
لینک عضویت👇
https://t.me/productivity_knowledge_base
Telegram
️ 📖 پایگاه دانش بهرهوری 📖 ️
✅️ محفلی برای به اشتراکگذاری دانش و تجارب بهرهوری ✅️
🔰 به دور از اخبار روزمره
✅️ گردهمایی فعالین و دغدغهمندان حوزه بهرهوری کشور ✅️
📌 تجارب و یادداشت های واصله با ذکر نام ارسالکننده منتشر خواهد شد.

August 20, 2026 174 3