در تابستان سال ۱۸۴۶ مأمور دولت، به کلبهای نزدیک تالاب والدن در ماساچوست رفت.
هنری دیوید ثورو، فیلسوف و نویسنده ۲۸ ساله، آنجا در نزدیکی باغچه کوچک و برکه، دور از شهر زندگی میکرد. مأمور به او برگهای داد. نویسنده جوان، ششسال بود که مالیاتی پرداخت نکرده بود. ثورو بعد از نگاهی به برگه گفت، هرگز به دولتی که بردهداری در آن روندی معمولیست و جامعهای که جنگ با مکزیک را پذیرفته، مالیات نمیپردازد.
مأمور دولت پرسید: «چه کنم؟ مأمورم و معذور.»
ثورو جواب داد:
«در برابر قانون ناعادلانه چه باید کرد؟ فرمانبرداری؟ اصلاح یا سرپیچی؟ اگر قانون اقتضا میکند که به عنوان مأمور بر دیگری ظلم روا داری، قانون را زیر پا بگذار. اگر میبینی اخلاق با قانون تعارض پیدا میکند، باید جانب اخلاق را بگیری. شهروند خوب بودن وظیفه هر فردی است ولی اخلاقی بودن وظیفهای ارزشمندتر از آن است.»
ثورو بازداشت شد و مدتی در زندان به سر برد.
بعدها نوشت: «به زندان رفتن برای من هزینه انتخاب اخلاقی است. در حکومتی که حتی یک نفر را ناعادلانه زندانی میکند، جای مناسب هر انسان عادلی، زندان است. در چنین وضعی، زندان، مکانی شرافتمندانه است.»
#نافرمانی_مدنی
#هنری_دیوید_ثورو
5
2August 29, 2026 63 1