مالتوس که کشیش بود شدیداً علاقه داشت بداند چرا بیشتر مردم فقیر هستند.او نظر داد که فقرا زود ازدواج میکنند و تعداد فرزندانشان بیشتر از آن است که بتوانند به خوبی از عهدهی نگهداری آنها برآیند. مالتوس میگفت که همهی گونههای حیوانی بسیار بیشتر از آن فرزند تولید میکنند که بتوانند زنده بمانند. گربهها سالی سه بار بچه میزایند و هر بار شش بچه گربه یا بیشتر به دنیا میآورند. درخت بلوط هر ساله هزاران میوه میدهد که هر یک از این بذرها میتواند به درخت دیگری تبدیل شود. پشهها هر ساله میلیونها پشهی جوان تولید میکنند. اگر همهی فرزندان این گیاهان یا حیوانات زنده بمانند، و اگر این اتفاق در نسلهای پیاپی روی بدهد، دنیا به زودی از گربه، درخت بلوط و پشه پر میشود
مالتوس باور داشت که این همه نوزاد به دلیل تلفاتِ زیاد حیاتی است. طبیعت بیرحم است - زندگی کردن در طبیعت سخت است. وقتی داروین رسالهی مالتوس را خواند، فهمید دلیلی برای این موضوع کشف کرده است که چرا بعضی از فرزندان زنده میمانند و بعضی دیگر از بین میروند. همچنین توضیح میداد که چرا گیاهان و حیوانات طی زمانی طولانی به تدریج تغییر میکنند. آنهایی که زنده میمانند باید امتیازهایی بر خواهران و برادرانشان داشته باشند و باید «بقای اصلح» یا آنطور که داروین میگفت انتخاب طبیعی وجود داشته باشد. داروین دلیل آورد که همهی فرزندان بعضی از ویژگیهای والدینشان را به ارث میبرند، مثلاً اینکه سریع بدوند. آن فرزندی که سودمندترین ویژگی را داشته باشد به احتمال بیشتری زنده میماند:
او میتواند کمی تندتر بدود یا شاخی دارد که کمی تیزتر است. به این ترتیب این خصیصهها یا ویژگیها «انتخاب میشوند»، چون ناموفقترها که این ویژگیها را ندارند آنقدر زنده نمیمانند که فرزندی از خود به جا بگذارند. داروین فهمید که تغییر در طبیعت بسیار آهسته رخ میدهد. اما استدلال کرد که در صورت دخالت انسان تغییرات بسیار سریعتر و با ویژگیهای موردنظر گیاهان و حیوانات روی میدهند. او این روند را، که انسان از هزاران سال پیش به آن مشغول است، انتخاب مصنوعی نامید
#تاریخ_مختصر_علم
#ویلیام_باینم
September 1, 2026 24