هيچ كس نمی توانست به عمق چشم هاش پی ببرد . و من اين را از همان اول دريافتم . قدم های بلند برميداشت ، اما جوری تربيت شده بود كه رفتارش با ديگران تفاوت داشت . دنيا را جدی تر از آن می دانست كه ديگران خيال می كنند .
و من نمی دانم آيا مادرش هم او را به اندازه ی من دوست داشت ؟
آيا كسی می توانست بفهمد كه دوست داشتن او چه لذتی دارد ، و آدم را به چه ابديتی نزديك می كند ؟
آدم پر مي شود .
جوری كه نخواهد به چيزی ديگر فكر كند . نخواهد دلش برای آدم ديگری بلرزد ، و هيچ گاه دچار ترديد نشود .
📚سمفونی مردگان
#عباس_معروفی
@payamaredivaneh






