در ترجمه و نگارش و ویرایش، یکی از کارهایی که خیلی دیدهام مترجم و نویسنده و حتی ویراستار انجام بدهد، آوردن قید با نشانههای قیدی است:
بهخوبی میدانستم که این متن بهطرز عجیبی ایراد دارد.
نکتهی خیلی واضحی که خیلیها نادیدهاش میگیرند این است که در فارسی خیلی از قیدها «نشانه» ندارند و روی دیگر یک صفت هستند:
خوب میدانستم که این متنْ عجیب ایراد دارد.
انگار این هم مثل خیلی دیگر از مشکلهای نگارشی، دستهگلی است که بعضی مترجمها در برابر قیدهای زبان مبدأ به آب دادهاند و فکر کردهاند که قید در فارسی هم (مثل پسوند ly- در انگلیسی) همیشه باید نشانهای داشته باشد: بهطرز حیرتانگیزی، بهطور دلانگیزی، بهشکل ترسناکی، و...
حتی صفات مشتقی مانند شتابان و خندان و پنهانی و مانند اینها را هم میتوان در نقش قید به کار برد:
رضا آدمی خندان بود. (صفت)
رضا خندان از راه رسید. (قید)
در فارسی پسوندهای صفتساز و قیدساز زیادی داریم که هرکدامشان در جای خود به کار میروند و با آنها میشود قید طبیعیتری ساخت؛ پسوندهایی مثل انه، آسا، وش، گان، گاه، و... .
پس
«تقریباً هر صفتی از جمله صفتهای مشتق را میتوان به صورت قید هم به کار برد.»
(فرهنگ پیشوندها و پسوندهای فارسی، خسرو فرشیدورد، ص۱۷۸)
برعکس این اما همیشه صادق نیست و بعضی قیدهایی که با پسوند ساخته میشوند منحصراً قیدند؛ مانند کلمات تنویندار و قیدهایی مثل آنگاهان، امشبان، شبانگاه. و مانند اینها.
@Owlpedia




