آیا ایده‌های این افراد برای آنها ایده‌های خوبی بودند؟ آیا موطن رضا… — Oss Ahmad — TG.ME

آیا ایده‌های این افراد برای آنها ایده‌های خوبی بودند؟ آیا موطن رضا شاه شکوهند شده است؟ آیا او را بزرگ و دلیر و شهیر به یاد می‌آورد؟ وعده‌هایِ ایدۀ خمینی و خامنه‌ای از این هم بعیدتر و بدتر هستند: آیا وقتی این پیران مریض و خسته سر به بالین مرگ گذاشتند وارد جنات تجری تحتها الانهار شدند؟ آیا به خدای خود رسیدند؟ آیا امام زمان‌شان دست‌شان را در دست گرفت و ورودشان به دارالسلام را تبریک گفت؟

آن سوی ایده‌ها

برخی ایده‌ها در عصر ما مانند خدایان عصر جاهلی هستند. عموماً نه وفا دارند، نه مواخذه را می‌پذیرند. اگر هم اشتباه باشند نهایتاً باورمندان خود را به سخره می‌گیرند که آیا عقل نداشتید تا ببینید که بنای ما بر آب است؟ بسیاری هم مثل ایدۀ دین تن به امتحان نمی‌دهند مگر با مرگ. چه خدایان ترسناکی، چه خدایان ظالمی. اگر کلمات من می‌توانند طلسم این خدایان را بشکنند، بگذارید طلسم ایده‌های خودخواه انسان‌سوزی را آتش بزنند که بی‌توجه به حقیقت جز نابودی بشر چیزی در پی خود ندارند.

من اگر مخالف علی خامنه‌ای هستم به همین خاطر است. ایده‌اش از حقیقت دور شده و به او اجازه نمی‌دهد که حقیقت را ببیند. از ایده‌هایی که به جای راهنمایی انسان را مطیع می‌کنند بی‌زارم. اما می‌دانم که می‌گویند که این ایدۀ من هم خودش یک ایدۀ دیگر است و نام دارد و مشکلاتی دارد. بعد بسته به اینکه ایدۀ خودشان چه باشد شروع می‌کنند و برای ناکارآمدی‌های ایدۀ من برهان و سند و بیّنه اقامه می‌کنند. راست هم می‌گویند. از ایده‌ها رهایی نیست. مگر اینکه مثل بودا و دیگر زاهدان بزرگ تاریخ بخواهیم که چیزی نخواهیم. ایده این باشد که ایده‌ای نباشد و خلاص. که البته ایدۀ غریب و بدفهمی است. شاید هم حق با مولاناست و ما باید بندۀ خالص حضرت عشق باشیم. دوست بداریم و دوست داشته شویم. اما معنای این ایده از ایدۀ قبلی هم غریبه‌تر است.

به هر حال، جنگ ایده‌ها بر سر اینکه کدام یک اذهان بیشتری را تصاحب می‌کنند ادامه دارد. امیدوارم که شما، هر کجای این طوفان قرار بگیرید، به سلامت از آن گذر کنید. چرا زندگی با ایده‌ها، زندگی پرخطری است اما پر از زیبایی هم هست. امیدوارم این ایده‌ها هرچه که هستند، حقیقت را ترک نکنند. انسان‌های خودشان را گمراه نکنند و اگر وعدۀ سعادت می‌دهند، واقعاً آن را محقق کنند.

جگر شیر نداری سفر عشق مکن
سبزه تیغ در این ره ز کمر میگذرد

دل دشمن به تهیدستی من می‌سوزد
برق از این مزرعه با دیدهٔ تر میگذرد

گرمی لاله ‌رخان قابل دل بستن نیست
که به یک چشم زدن همچو شرر می‌گذرد

در چنین فصل که نم در قدح شبنم نیست
خار دیوار تو را آب ز سر می‌گذرد

عارفان از سخن سرد پریشان نشوند
عمر گل در قدم باد سحر میگذرد


همین.



-احمدرضا عظیمی کُهنابی
––––––––––––––––––––––
[^1]: لکس فریدمن پادکستر معروف آمریکایی، وی دکتری علوم کامپیوتر دارد و اصالتاً یهودی-روسی است.
❤5👏4
February 5, 2026 1.2K 2 6