هرگاه عاشقید، خاموشی می آید. زبان گم می شود، واژه ها بی معنا می شوند… — اشو — TG.ME

هرگاه عاشقید، خاموشی می آید. زبان گم می شود، واژه ها بی معنا می شوند. همزمان، هم چیزهای بسیاری برای گفتن دارید و هم چیزی ندارید که بگویید. سکوت شما را در بر می گیرد و در خاموشی آن مهر شکوفه می کند. شما آسوده می شوید - در عشق نه گذشته ای هست نه آینده ای. تنها پس از مرگ عشق است که گذشته پدید می آید. شما تنها یک عشق مرده را به یاد می آورید. مهر زنده هرگز به یاد نمی آید. چنین مهری جان دارد و شکافی نیست که آن را به یاد شما آورد؛ برای یادآوری آن فضایی نیست. مهر در اکنون است. نه آینده ای دارد و نه گذشته ای.
چنانچه کسی را دوست داشته باشید، نیاز ندارید وانمود کنید. بنابراین، می توانید هر چه هستید، باشید. می توانید نقاب خود را کنار زده و آرام بمانید. زمانی که عاشق نیستید، نیاز دارید بر خود نقاب زنید. هر لحظه در تنش اید، زیرا که او آنجاست؛ می بایست وانمود کنید، می بایست گوش به زنگ باشید. می بایست با مهاجم باشید، یا دفاع کننده، این یک جنگ است، جریانی پیکارگرانه - نمی توانید آسوده باشید.


اشو
مراقبه: هنر وجد و سرور
ص 122 و 123
❤7🕊2
August 25, 2026 280 1