اعراب پیش از اسلام بر این باور بودند که هرگاه که یک جن مردی را که… — دربارهٔ روانکاوی — TG.ME

اعراب پیش از اسلام بر این باور بودند که هرگاه که یک جن مردی را که خاطرخواهش است بیابد، بر سر او فرود می‌آید و او را بر زمین انداخته، بر روی سینهٔ او زانو می‌زند و او را ناگزیر می‌سازد که سخن‌گوی وی در این دنیا باشد. این حادثه تشریفات آغاز ورود به جرگهٔ شاعران بود. آن مرد پس از آن به نام «شاعر» شناخته می‌شد.

شاعر -که نام وی مشتق از فعل «شَعَرَ» است- کسی بود که معرفت، شناخت و در اصل شعور دست اولی از جهان نادیده داشت. و این آگاهی وی نتیجهٔ ارتباط صمیمانه‌ای بود که با موجودات فراطبیعی داشت. بنابراین شعر در آن مرحله، بیش از آن‌که امری «هنری» به شمار آید، «معرفت» فراطبیعی حاصل شده از ارتباط مستقیم با ارواح نادیده‌ای محسوب می‌شد. در آن زمان چنان تصور می‌کردند که این ارواح در هوا به حال پرپر زدن برگرد نقطه‌های ثابتی هستند.

جنّیان با هرکسی ارتباط برقرار نمی‌کردند و هر یک از آنان شاعر برگزیدهٔ خویش را داشتند. شاعر نیز معمولاً جن خود را «خلیل» می‌نامید؛ به معنای دوست آشنا.

-توشی‌هیکو ایزوتسو
👌9❤3👍2
February 9, 2025 1.4K 16