روان در مواجهه با ناامنی، تا جای ممکن هیچ بخشی از خودش را نمی‌کشد… — اتوپیا — TG.ME

📎 روان در مواجهه با ناامنی، تا جای ممکن هیچ بخشی از خودش را نمی‌کشد امّا بخش‌های آسیب‌پذیرتر، ظریف‌تر و زنده‌ترِ خود را پس می‌کشد، به پستو می‌برد و به طریقی در سکوت زنده نگه می‌دارد، تا شاید دوباره امنیتی از راه برسد و باز فرصتی برای این سطح از زنده بودن برایش فراهم شود. برای همین است که در زمانۀ بحران خیلی از ما ازخودبیگانه، منجمد، تلخ و به جهان بی‌اعتماد می‌شویم. امّا تنها کمی که امن شدیم، دوباره توان اعتماد کردن، بازی کردن و خلاقیتمان باز می‌گردد. دوباره گویی آرام‌آرام یخی باز می‌شود و زندگی صورتی آشناتر، زنده‌تر و بازیگوشانه‌تر پیدا می‌کند. کم‌کم دارم یاد می‌گیرم خودِ در میانۀ بحرانم را تنها بخشی از خودم بدانم و فکر نکنم دیگر همه چیز از دست رفته و من تمام شده‌ام. فهمیده‌ام آن آدمی که جای هیچ چیزی را ندارد، توانِ بسیاری از کارها را از دست داده و حتی خیلی چیزها را به یاد نمی‌آورد، نسخۀ بحران‌زدۀ من است و قرار نیست برای همیشه در آن بمانم. فهمیده‌ام زندگی حتّی با کمی امنیت دوباره بر می‌گردد و باز گرم می‌شوی و گاه از خودت می‌پرسی من واقعاً همان آدمم؟ چرا فکر می‌کردم من و جهان و همه چیز با هم تمام شده‌ایم؟ به قلم دکتر مقدسی #نکته @o2opia @o2opia

May 27, 2026 294 8