در این مذاکرات نمایندگان آتن چنین میگویند:
ما جملههای پرآب و تاب بکار نمیبریم. مثلاً نمیگوئیم که چون سپاه ایران را شکست دادهایم حق داریم بر شما حکومت کنیم، یا چون از شما زیانهای بسیار دیدهایم، حق داریم بر شما بتازیم. اینگونه حرفهای دهن پرکن را هیچکس باور نمیکند. از شما انتظار نداریم بگوئید که شهرتان را گرچه مهاجران اسپارتی تأسیس کردهاند، در جنگ جانب اسپارت را نگرفتهاید، یا هرگز ضرری به ما نرساندهاید. با این سخنان نمیتوانید در ما اثر ببخشید. بهتر است سعی کنید با توجه به شیوه تفکر هر دوی ما، آنچه بدست آوردنش برای شما میسر است را بدست آورید.
آتنیها در این مذاکرات، هیچ توجیه اخلاقی برای یورش خود ارائه نمیکنند، بلکه بیپرده به مِلیها میگویند آتن برای مقاصد خود به میلوس نیاز دارد و تنها چیزی که مِلیها در صورت تسلیم شدن بدون جنگ به دست میآورند، حفظ جان خویش است.
مِلیها میگویند تسلیم شدن بدون جنگ، برای آنها ننگآور و بزدلانه خواهد بود. آتنیها به آنها توصیه میکنند غرور خود را فرو ببرند، چون با نبردی نابرابر روبهرو هستند و شکست، به معنای نابودی کامل خواهد بود.
مِلیها معتقدند خدایان به یاریشان خواهند آمد، زیرا موضع آنها از نظر اخلاقی عادلانه است. آتنیها پاسخ میدهند که خدایان دخالت نخواهند کرد، چون «نظم طبیعی امور» این است که نیرومندان بر ناتوانان فرمان برانند.
مِلیها میگویند خویشاوندان اسپارتیشان به کمکشان خواهند آمد. آتنیها پاسخ میدهند که اسپارتیها در میلوس آنقدر منافعی ندارند که برای آن دست به مداخله بزنند، بهویژه آنکه آتن نیروی دریایی برتری دارد.
ساکنین جزیره میگفتند میخواهیم بیطرف باشیم و دَم از حق و حقوق زدند. آتنیها جواب دادند حقوق در دنیایی که در آن زندگی میکنیم به قدرتمندان تعّلق دارد، قدرتمندان هر آنچه میخواهند میتوانند انجام دهند و ضعیفان میباید تحمل کنند.
همان گونه که ما میدانیم و شما نیز میدانید، در منطق سرشت بشر، حق فقط وقتی به پرسش گرفته میشود که توازن قدرت وجود دارد، وقتی پای قدرت در میان است او تعیین میکند که قوی چه انجامدهد و ضعیف چه بپذیرد. قویترین سلاح شما امیدهای شما هستند که هنوز به بار ننشستهاند، تا زمانی که اسلحه در دستان شما بسنده برای حفظ شما در مقابل نیروهایی که هماکنون علیه شما آماده شدهاند نیست. به اندیشه فروروید که میباید تصمیمی برای کشور خود اتخاذ نمائید، کشوری که سرنوشت آن وابسته به یک تصمیم درست یا نادرست خواهدبود.
آتنیها از «بیواقعبینی» مِلیها ابراز شگفتی میکنند. آنها دوباره تأکید میکنند که در تسلیم شدن به دشمنی بهمراتب نیرومندتر، آن هم دشمنی که شرایطی «معقول» پیشنهاد میکند، هیچ شرمی نیست. مِلیها نظر خود را عوض نمیکنند و با ادب، سفیران را مرخص میکنند.
هم ما میدانیم هم شما که قانون فقط در ارتباط با دو قدرت هموزن معنی پیدا میکند در غیر این صورت قویترها هر کاری که بخواهند میکنند و ضعیفترها راهی جز تحمّل و رنج ندارند، دنیا این گونه به پیش میرود.
ملیها زیر بار این استدلال نرفتند و آتنیها هم حقوق اخلاقی و انسانی مورد درخواستشان را با اعدام مردان جزیره و به بردگی بردن زنان و کودکان پاسخ دادند و کنترل جزیره را در دست گرفتند.
از پیروز کسی سؤال نمیکند.
حق با زور است. (Might is right)
پینوشت
چند وقت پیش داشتم یه مطلب دربارهی سیاست واقعگرایانه (Realpolitik) میخوندم که توش به گفتگوهای ملین (Melian dialogue) اشاره شده بود. برام جدید بود، درموردش اینجا، اینجا و اینجا خوندم. بر اساس همین منابع هم این پست رو نوشتم. شاید برای شما هم جالب باشه.
@Mmehdi_ir 🌱