بزرگترین خدمتی که میتوانیم به دیگری انجام بدهیم این است که از حالت «همیشه از قبل شنیدن» خارج شویم و هر لحظه، برای اولین بار او را بشنویم. تعهد ما به کشف کردن دنیای خاص هر فرد و به رسمیت شناختن یکتاییِ داستانی که پشت سر گذاشته است، گفتوفکرهایمان را از مکانی ایستا (Location) به فضایی پویا (Space) ارتقا میدهد تا او بتواند هر آن چیزی را که میتواند باشد، باشد.
ما مسئولِ میدان رابطهای هستیم که در اطرافمان جریان دارد. مسئول، موثر است نه مقصر.
آهای دیگری!
در حضور من، چه احساسی را نسبت به خودت تجربه میکنی؟ دلتنگ نسخهی بهترت میشوی یا هویت فعلیات به سُسِ سالاد کلماتی که به سمتت پرتاب کردهام میچسبد؟
آیا محبتی که به من نثار میکنی را به شیوهای که میپسندی، دریافت میکنم؟
توانستهام پنجرهی امکانهای متعددی که برای هستندگی در برابرت قرار دارد را گشوده نگه دارم؟
همراهیمان تو را بیش از پیش، به سلاح انتخاب مجهز کرده است؟ آیا این روزها بیشتر از عبارتهایی مثل «انتخابم این است که...» استفاده میکنی؟
فضایی که با «همدلی» تسخیر شده باشد، برانگیزانندهی آگاهی و مسئولیتپذیری است؛ فکر کردن و متفاوت فکر کردن را تسهیل میکند و سکوی پرتاب به سمت رشد و یادگیری است.
همدلی، بودنی است که بودنها را توانمندتر میکند. در نقطهی مقابل همدلی، نه همدردی و نه غمخواری بلکه حل مسئله قرار دارد. گفتگوی همدلانه با کاوشگری (Exploration) و گفتگوی حل مسئله با جستجوی (Search) ناتوانی کوچکتر قوام و دوام مییابد.
همدلی فضا را برای تفکر به شیوهی طراحان (Design Thinking) آماده میکند.
همدلی یعنی به جای سرشار بودن از دیگران، به طور کامل با آنها باشیم. (مارشال روزنبرگ)
ارتباط برای اینکه بدون خشونت باشد، ابتدا باید بدون تحمل باشد. تحمل سرطان است و شادیهای اطرافش را به نیش میکشد.
تحمل، فضا را باریک و انتخاب آن را گشودهتر میکند.
تحمل دیوار است و انتخاب پنجره.
خشونت، فضا را به مکان تقلیل میدهد.
اتحاد کوچینگی(Coaching Alliance)، رابطهای بدون تحمل و بدون خشونت را میطلبد تا تیمی با قدرت بینهایت پدیدار شود:
◁تیم شدن کوچ با تمامیت خودش ◁تیم شدن مراجع با تمامیت خودش ◁تیم شدن کوچ و مراجع با کوچینگ
تمامیت کوه بدون قله است و کوچ همنوردی همدل در این مسیر: کوچ از کوه بالا نمیرود بلکه با کوه پیمایش و صعود میکند.
در یک فضای همدلانه، انتخاب توانمندترشدن و امکان متحول شدن با الهامپذیری از آشناترین صدای دنیا به وجود میآید: صدای راهبر درونی یا خود ۲. (نظریهی بازی درونی - تیموتی گالوی)
کوچینگ یک «حِرفه» برای انجام دادن نیست، یک «طرزِ بودن» برای گشودن است. در این ساحت، ما با عبور از «حل مسئله» و با تکیه بر «کنجکاوی و کاوش»، فضایی خلق میکنیم که در آن، دانستگیِ شهودی و بومیِ درونِ مراجع (خود ۲) بیدار شود و فرمان را به دست گیرد.
شفای رابطه، در هجرت از خطِ فرسودهی «تحمل» به پهنهی وسیعِ «انتخاب» است. هر جا که تحمل پایان مییابد، خشونت رخت میبندد و دیوارها به پنجره تبدیل میشوند. بزرگترین نشانهی رشد مراجع در حضورِ ما، تعویضِ واژگانِ اجبار با ادبیات اقتدار و انتخاب است.
معشوق (مراجع/فرزند/جهان) با تربیت کردنِ عاشق (کوچ/والد/راهبر)، او را به عالیترین سطحِ یکپارچگی میرساند. ما در این همنوردی، به همان اندازهای که فضا را برای تجلیِ دیگری آماده میکنیم، خود نیز توسطِ رازِ یکتاییِ داستانِ او بازآفرینی میشویم. ما تغییر نمیدهیم؛ بلکه با هم، در میانِ میدانِ رابطهای که مسئولیتش را پذیرفتهایم، دگرگون میشویم.