اگر چه بین من و تو هنوز دیوار است
ولی برای رسیدن بهانه بسیار است
بر آن سریم کزین قصه دست برداریم...
مگر عزیز من! این عشق دست بردار است؟!
کسی به جز خودت ای خوب من، چه میداند
که از تو... از تو بریدن، چقدر دشوار است!
مخواه مصلحت اندیش و منطقی باشم
نمیشود بخدا ! پای عشق در کار است
تو از سلالهی سوداگران کشمیری
که شال ناز تو را شاعری خریدار است
در آستانه رفتن، در امتداد غروب
دعای من به تو تنها (خدا نگهدار) است.
کسی پس از تو خودش را به دار خواهد زد
که در گزینش این انتخاب ناچار است
همان غروب غریبانه گریه خواهی کرد
برای خاطرههایی که زیر آوار است
#محمد_سلمانی
#شعر_خوب_بخوانیم






