🔹 سلام بر حزبالهیها!
✍️ یاسر عرب
برادران و خواهران حزباللهی
این روزها خیلی از شما ناراحت و عصبانی هستید، سوال دارید و احساس میکنید درباره توافق اخیر، آنطور که باید با شما حرف زده نشده و قانع نشدهاید!
بسیاری از شما در شبکههای اجتماعی مینویسید که چرا درباره چنین موضوع مهمی، کسی ما را یا حتی نمایندگان مجلس را در جریان نگذاشت؟ چرا توضیح ندادند دقیقاً قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ چرا از ما فقط انتظار همراهی و همکاری و جانفدایی دارند؟
برخی دیگر از شما نیز توصیههای سومین رهبر ج.ا را به اشتراک میگذارید و تلویحا دعوت به فرمان پذیری، اعتماد به مسئولان و سکوت میکنید.
میخواهم خواهش کنم کمی روی همین حس سرخوردگی خود مکث کنید.
این حسِ ناراحتی از بیخبری، این حسِ کنار گذاشته شدن از تصمیمهای بزرگی که شما با جان و روان و اقتصاد و معیشت و هویت درگیر آن بودید را عمیقتر بکاوید. این حس که «چرا فقط باید نتیجه نهایی را بپذیریم؟»
بزرگواران، این دردی که شما الان حس میکنید، حس بسیار آشنایی برای بخش بسیار بزرگی از جامعه ایران است.
سالهاست که در موضوعات مختلف، گروههای مختلف مردم همین حرف را میزنند. وقتی قیمت بنزین ناگهان تغییر کرد. وقتی ارز ترجیحی حذف شد و شوک اقتصادی به جامعه وارد آمد. وقتی درباره حجاب اجباری تصمیم برخورد سخت گرفته شد. وقتی درباره بسیاری از مسائل مهم اجتماعی و فرهنگی، تصمیمها پشت درهای بسته گرفته شد و بعد از مردم خواسته شد صرفاً اطاعت و تبعیت کنند.
بسیاری از مردم میگفتند فلان تصمیم اشتباه است، برخی هم میگفتند چرا با ما حرف نمیزنید؟ چرا ما را در فهم مسئله شریک نمیکنید؟ چرا اجازه نمیدهید نگرانیها، پرسشها و مخالفتهای ما شنیده شود؟
شاید امروز برای اولین بار بخشی از شما نیروهای حزباللهی، همان احساسی را تجربه میکنند که دیگران سالها تجربه کردهاند.
این یک فرصت ارزشمند است. و البته نه برای تسویه حساب. نه برای گفتنِ «دیدید حق با ما بود؟» بلکه برای فهمیدن یک درد مشترک.
دردِ جامعهای که میان حاکمیت و مردمش، چرخدندههای گفتوگو بسیار ضعیف شدهاند. جامعه فقط رباتی برای اجرای تصمیمها که نیست. جامعه باید در فهم تصمیمها شریک باشد. باید بتواند سوال بپرسد، تردید کند، مخالفت کند، اقناع شود یا حتی بر تصمیم اثر بگذارد.
دولت اجتماعی و حکمرانی اجتماعی یعنی تصمیمها قبل از آنکه اجرایی شوند، از مسیر جامعه عبور کنند. نه اینکه ابتدا تصمیم گرفته شود و بعد از مردم خواسته شود آن را بپذیرند.
اگر امروز از نحوه مواجهه با توافق ناراحت هستیم، شاید بد نباشد از خودمان بپرسیم: آیا وقتی دیگران همین گلایه را درباره موضوعات دیگر (از قطعی اینترنت، یک سویهبودن صدا و سیما، رد صلاحیتهای گسترده و ...) مطرح میکردند، ما صدایشان را شنیدیم؟
شاید مسئله اصلی نه توافق باشد، نه حجاب، نه بنزین، نه اقتصاد و نه سیاست خارجی. بلکه شاید مسئله اصلی این باشد که ما هنوز به اندازه کافی به «حق جامعه برای فهمیدن، پرسیدن و مشارکت در تصمیمهای بزرگ» نه باور داریم و نه ساز و کار!
البته انصاف هم این است که این مسئله را فقط به جمهوری اسلامی تقلیل ندهیم. ما دستکم در فرایند صدساله دولتملتسازی در ایران، هنوز نتوانستهایم سازوکاری مشخص برای گفتوگوی حاکمیت و جامعه ایجاد کنیم.
در دوره پهلوی نیز بارها تصمیمهای مهم اقتصادی، فرهنگی و سیاسی پشت درهای بسته و از بالا اتخاذ میشد و جامعه در موقعیت امربر تصمیم قرار میگرفت تا شریکِ تصمیم.
از اعتراضات مربوط به افزایش قیمتها و خدمات شهری گرفته تا بسیاری از برنامههای نوسازی و اصلاحات، مسئله فقط محتوای تصمیمها نبود، مسئله این بود که دولت خود را صاحب مملکت و تصمیم میدانست و جامعه را مامور اجرای تصمیم.
به همین دلیل شاید با یک مشکل تاریخی مواجهیم. مشکلی که از یک حکومت یا یک جناح فراتر میرود و به ضعف نهادهای گفتوگو، چانهزنی اجتماعی و مشارکت عمومی در ایران بازمیگردد.
اگر این درد را بفهمیم، شاید بتوانیم به جای افتادن در بازی جناحها و تقسیم شدن به موافق و مخالفِ این یا آن تصمیم، درباره چیزی عمیقتر گفتوگو کنیم.
درباره اینکه چگونه میشود ایران را از حکمرانی یکسویه به سمت حکمرانی گفتوگومحور و اجتماعیتر برد.
این برای من مهمترین پرسشی است که میتوان از این روزها (به بهانه توافق) برای شما روی میز گذاشت!
کانال وحید احسانی
@vahidehsani_vh
https://telegram.me/notesofvahidehsani
Telegram
یاسر عرب
سلام بر حزبالهیها!
برادران و خواهران حزباللهی
این روزها خیلی از شما ناراحت و عصبانی هستید، سوال دارید و احساس میکنید درباره توافق اخیر، آنطور که باید با شما حرف زده نشده و قانع نشدهاید!
بسیاری از شما در شبکههای اجتماعی مینویسید که چرا درباره چنین…
16
2June 16, 2026 841 7 7