خودتان اذیت نمی‌شوید؟! 🔻(خطاب به دوستان «خودی» اهل مطالعه و اندیشه)… — کانال وحید احسانی — TG.ME

⁉️خودتان اذیت نمی‌شوید؟!
🔻(خطاب به دوستان «خودی» اهل مطالعه و اندیشه)
📰 عصر ایران (۳۰ بهمن ۱۴۰۴)

از یکی از دوستان «خودی» سالم، خیرخواه و اهل مطالعه و اندیشه، در سایت خبرگزاری فارس یادداشتی دیدم که در آن، در قالب مناظره‌ای فرضی، به گفتگو با شخصی پرداخته بود که معتقد است حکومت اموال عمومی را تخریب کرده و به‌گردن معترضان انداخته تا آنها را اغتشاش‌گر نشان دهد و بعد هم آنها را کشته است. نویسنده در این یادداشت، پرسش‌ها و نظرات مخالف فکری خود را مطرح کرده و به آنها پاسخ داده است.

یادداشت نامبرده مرا به یاد نکته‌ای انداخت که سال‌هاست مایلم با چنین دوستانی در میان بگذارم و کنجکاوم نظرشان را بدانم. نکتۀ مورد نظر را با استفاده از خاطرۀ واقعی زیر توضیح می‌دهم.

در شصت‌وسومین گفتگوی هفتگی انجمن فکر و فلسفۀ کرمانشاه ارائه‌دهندۀ بحثی بودم با عنوان «انقلاب با اصلاح؟!» و طبیعتاً،  بر اساس دیدگاه خود می‌خواستم دلایل ارجحیت اصلاح را توضیح دهم و به نقد و گفتگو بگذارم، امّا مشکلی جدّی وجود داشت: به خاطر محدودیت آزادی بیان، قائلان به دیدگاه مقابل (طرفداران براندازی و انقلاب) نمی‌توانستند دیدگاه‌شان را آزادانه مطرح، اشکالاتی را که بر دلایل من دارند بیان و استدلال‌های خودشان را صورت‌بندی کنند. چه طور می‌توانستیم نام چنین چیزی را «گفتگو» بگذاریم؟!

مسلّماً اینکه در بحث، دست و پای مخالفان و منتقدانم بسته بود از یک زاویه می‌توانست به نفع من باشد و پیروزی‌ام را در میدان گفتگو از قبل تضمین کند، امّا خودم را که نمی‌خواستم گول بزنم؛ چنین پیروزی‌ای از شکست در یک گفتگوی آزادانه بی‌ارزش‌تر بود.

علاوه بر این، اوّلاً، به مخاطبان گفتگوهای هفتگی‌مان حق می‌دادم که این وضعیت باعث شود از ما فاصله بگیرند و دیگر در نشست‌ها شرکت نکنند، ثانیاً، بحث مهمّی بود (لااقل به زعم خودم) و نمی‌خواستم از خیرش بگذرم و ثالثاً، محدودیت‌ها دست من نبود و نمی‌توانستم آنها را بردارم یا حتّی کم کنم.

از قبل متوجه این معضل بودم و حس خوبی نداشتم و هنگام ارائه بحث و به‌ویژه در بخش گفتگو نیز به‌وضوح می‌دیدم که برخی حضّار به این خاطر که نسبت به مطالب من نقدهایی دارند امّا نمی‌توانند بیان کنند چقدر معذّب هستند؛ در بهترین حالت، آنها صرفاً می‌توانستند گوشه‌ای از حرف‌های فراوان خود را آن هم به‌صورت غیرمستقیم بیان کنند.

خود من نیز اگرچه در بیان نظراتم احساس محدودیت چندانی نداشتم، امّا از اینکه مخالفانم نمی‌توانند دیدگاه متفاوت‌شان را آزادانه مطرح کنند و نیز از معذّب بودن آنها به‌شدّت ناراحت و تحت فشار بودم.

تنها کاری که از دستم بر می‌آمد و انجام دادم این بود که:

1. اذعان کردم می‌دانم قائلان به دیدگاه مقابل به استدلال‌های من اشکالاتی و در دفاع از نظر خود دلایلی دارند امّا متأسفانه وضعیت آزادی بیان به‌گونه‌ایست که نمی‌توانند حرف‌هایشان را آزادانه مطرح کنند و همه می‌دانید که رفع موانع و محدودیت‌های مورد نظر در اختیار من نیست (که اگر بود، وجود نداشتند).

2. صمیمانه با آنها همدردی کردم و صادقانه اعلام کردم که خودم هم از این وضعیت به‌شدّت ناراحت هستم.

3. تا آنجا که می‌دانستم، سعی کردم جدّی‌ترین اشکالاتی را که قائلان به انقلاب به دیدگاه‌های امثال من دارند به بهترین نحو به‌جای آنها مطرح کنم و البته اعتراف هم کردم که قبول دارم این کار به‌هیچ‌وجه جای آن را نمی‌گیرد که خود این افراد آزادانه از دیدگاهشان دفاع کنند.

با این سه کار، مسلّماً مشکل برطرف نشد امّا اوّلاً، تا حدّی تعدیل شد و ثانیاً، وقتی مخاطبان دیدند صادقانه این مطالب را می‌گویم و برای کاستن از مسئله بیشترین کاری را که از دستم بر می‌آید انجام دادم، کمی آرام شدند و حداقل ارتباط عاطفی‌شان را با ما قطع نکردند، از ما فاصله نگرفتند و به حضور و مشارکت‌شان در نشست‌های هفتگی ادامه دادند.

سال‌هاست (و به‌ویژه از زمانی که در موقعیت بالا قرار گرفتم) که این کنجکاوی و پرسش را نسبت به چنین دوستانی دارم که «آیا خودشان از اینکه مخالفان فکری‌شان نمی‌توانند آزادانه اشکالاتی را که به نظرات، استدلال‌ها و آثار آنها دارند بیان کنند، معذّب نیستند؟!». جالب آنکه دوست مورد نظر در میان یادداشت مناظره‌ گونه‌اش خطاب به مخاطب فرضی گفته است «من حرفت را می‌شنوم تو هم حرفم را بشنو!» و فارس هم این جمله را در قالب «میان تیتر» برجسته کرده است!

ادامه یادداشت (در سایت عصر ایران)

کانال وحید احسانی
https://telegram.me/notesofvahidehsani
👍4
February 19, 2026 2K 11 6