خیلی آشفته بودم، به‌شدت نگران اینکه چه پیش می‌آید و من، در وسع خودم،… — کانال وحید احسانی — TG.ME

خیلی آشفته بودم، به‌شدت نگران اینکه چه پیش می‌آید و من، در وسع خودم، باید چه کار کنم.

به‌عنوان یک یادداشت‌نویس -که در چنین مواقعی باید چیزی می‌نوشتم تا کمی آرام شوم و دین خود را نیز ادا کرده باشم- نگارش چندین یادداشت را شروع کرده بودم اما هیچ‌کدام را نمی‌توانستم ادامه دهم؛ مشکل در یافتن  کلمات و جورکردن عبارات نبود، اصلا نمی‌دانستم چه باید بنویسم؛ سردرگمی کامل!

دائما در اتاق قدم می‌زدم تا اینکه ناگهان چشمم به دیوان حافظ افتاد، ناامیدانه و از سر استیصال تفالی زدم.

درود بر روح خواجه که باز هم واسطه عنایت شد و از عالم غیب مرهمی بر دلم گذاشت و آرام شدم.

البته این تجربه‌ها شخصی است، اما گفتم شاید برای سایرینی هم مفید فایده باشد، به‌هرحال، غزلی از حافظ است و خالی از لطف نیست:

شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد
زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد

گره ز دل بگشا وز سپهر یاد مکن
که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد

ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ
از این فسانه هزاران هزار دارد یاد

قدح به شرط ادب گیر زان که ترکیبش
ز کاسه سر جمشید و بهمن است و قباد

که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند
که واقف است که چون رفت تخت جم بر باد

ز حسرت لب شیرین هنوز می‌بینم
که لاله می‌دمد از خون دیده فرهاد

مگر که لاله بدانست بی‌وفایی دهر
که تا بزاد و بشد جام می ز کف ننهاد

بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم
مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد

نمی‌دهند اجازت مرا به سیر سفر
نسیم باد مصلا و آب رکن آباد

قدح مگیر چو حافظ مگر به ناله چنگ
که بسته‌اند بر ابریشم طرب دل شاد

پناه و توکل بر خدا

۸ بهمن ۱۴۰۴

کانال وحید احسانی
https://telegram.me/notesofvahidehsani
Telegram
کانال وحید احسانی
فعّال فرهنگی-اجتماعی، دکتری توسعه کشاورزی، همکار معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه رازی @vahidehsani_vh ارسال پیام به‌صورت ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=128610692
👌9👍7👎4
January 28, 2026 800 6