بغض در گلویم جولان میدهد اما اشک نمیریزم. چمدانم را به کناری میکشم اصلا مگر چه اشکالی داشت ساعت دوازده شب در خیابان ها آواره ام و جایی برای رفتن یا حتی ساعتی خوابیدن ندارم؟ _عذر میخوام که مزاحمتون شدم خانم.لطفا همراه من تشریف بیارید! ترسیده دست روی قلبم میگذارم و شکه به راست میچرخم،این مرد س…
August 30, 2026 75