#برگی_ازتاریخ_استبدادستیزی
#روزنامهی_اختر
اگر از اهالی مطالعه و دقت بپرسند نام چند روزنامهی مهم مغرب زمین را نام ببرید احتمالن و حتمن از نیویورک تایمز(۱۸۵۱) ، نیوزویک(۱۹۳۳) ، لوموند(۱۹۴۵) و.. نام خواهند برد.
و اگر از تاریخ چاپ روزنامه در ایران بپرسیم حتمن از «کاغذ اخبار»(۱۸۳۷) و«اختر»(۱۸۷۶) یادی خواهدشد.
به تاریخهای آغاز انتشار دقت کردید؟ کاغذ اخبار ۱۴سال قبل از نیویورک تایمز و اختر شصت هفتاد سال پیش از نیوزویک و لوموند چاپ شده اند. حال خودتان پرسشهای جانسوز و سرنوشت همین چند روزنامه را پیگیری کنید تا ببینید «چهها بر سر ما رفت و چرا» البته مهم است.
روزنامهی اختر در دیماه ۱۲۵۴ خورشیدی و در استانبول و به مدیریت آقا محمد تبریزی چاپ شد.
در آن ایام استانبول مفصل جهان اسلامی با غرب بود. در این شهر دهها روزنامه ترکی، فرانسوی، عربی، ارمنی و... چاپ میشد و ایرانیان گریخته از استبداد قاجاری به این نتیجه رسیدند برای رفتن به سوی مدنیت روزنامهای چاپ کنند.
این روزنامه حدود ۲۰سال چاپ شد ولی مانند صدها روزنامهی دیگر ایرانی محکوم به اعدام شد.
میرزا آقاخان کرمانی ، شیخ احمد روحی و میرزا حسن از هم فکران سیدجمال هم به فرمان عبدالحمید عثمانی دستگیر و راهی تبریز شدند تا جلوی چشم شازدهی قاجار و زیر درخت نسترن بریده شوند. و پوست سرشان پر از کاه شده به دربار قاجار ارسال شد.
این روزنامه در نخستین شمارهاش از عدالت و اعتدال به عنوان بنمایهی رستگاری ملت حرف زد و تحقق آن را در گرو رفتارهای مناسب در عرصههای داخلی و سیاست خارجی دانست. تحصیل افکار حقیقی ، توجه به علم و ادب و سیاست ، اهمیت زبان فارسی و.. از نخستین دغدغههای اهالی این روزنامه بود.
میرزا یوسف خان مستشارالدوله و میرزاحبیب اصفهانی نیز از صاحب قلمان این روزنامه بودند که روزانه(جز جمعه و یکشنبه) هفتهای ، چند هفته یک بار و ماهانه چاپ شد و نهایتن چنانکه آمد توقیف شد. توقیفی که رنگ خون گرفت.
در تاثیر گذاری شگفت اختر همین بس که بسیاری قائل شدند که اختر آورندهی دین و مسلکی جدید است چرا که اخترخوانان را «اختری» مینامیدند.
ده سال دیگر مطبوعات ایران ( دولتی یا غیر دولتی) دویستساله خواهد شد.این سخن بدین معناست که این ملت علارغم تمام کاستیهایش ملتی بزرگ است. زیرا دست کم و در تاریخ مثلن جدید دو قرن است که با استبداد میستیزد و آزادی را فریاد میزند. این که چرا از پس ۲۰۰ سال این کار همچنان ادامه دارد و «منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید» قطعن و ضرورتن نیازمند بررسی است.
-اینکه ما هنوز ریشههای گوناگون استبداد را نشناختهایم و بیشتر به مستبد پرداختهایم
- اینکه همه ی ضحاک های تاریخ ما از درون تک تک ما میآیند.
- اینکه هنوز تعریفی نسبتن جامع و روشن از انواع آزادی نداریم
- و...
اما آنچه در این جستار مهم بود یادآوری تاریخ خونین ما و تلاشهای دوصدسالهی ایرانیان برای زیستی انسانی تر و... بود.
چیزی که به نظر نویسنده اگر دانایی تک تک ما و تقوا و پروای مان بیشتر شود زودتر محقق خواهدشد ..
الحمدلله اولا و آخرا
#محسن_یارمحمدی
دانشآموختهی دکتری زبان و ادبیات فارسی
@niyazestanbarani
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹