پارسال این موقع جستاری نوشتم با حالوهوای بازیگوشانه خطاب به ندای درونم. در آن جستار درباره این هم حرف زدم که چی شد کتاب نمایی روشنتر از مجموعه کتابهای مدرسهی سادبریولی را ترجمه کردم:
و نوایی تازه به گوشت رسید
کمکم
فهمیدی
آن نوا صدای خودت است
که همراهت مانده
فکر کنم همین شعر مری الیور بود که من رو اسیر اون کتاب کرد و نشوند پای ترجمهش. تنها شعر اون کتاب. همین شعر بود که باعث شد با وسواسم برای انتخاب کلمات و جملات کنار بیام و ویرایشهای چندین و چندبارهم رو تاب بیارم و پای کتاب وایسم. شاید واسه خاطر همین شعر بود که حاضر شدم کتاب رو بسپرم به ناشر و با ترسم از رسیدنش دست مردم و قضاوتشون درباره کیفیت ترجمه کنار بیام. فکر کنم همهش کار تو بود. قلابم رو گیر انداختی، گیر اون شعر. حقم داشتی، یکی دیگر داشت حرف دلت رو به من میزد.
Forwarded fromهمهی بچههای من | شقایق آراسته

2
2August 29, 2026 1.3K 6