۷. کاربرد این مفهوم در «اوراتوریای اتهام»
در مورد اوراتوریای اتهام، این مفهوم اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ زیرا پروژه صرفاً اجرای مستقیم متن پیتر وایس نیست، بلکه بر اساس یک «خوانش آزاد» از The Investigation شکل گرفته است.
در چنین فرآیندی، آنچه اهمیت دارد فقط متن اولیه نیست، بلکه عمل انتخاب و سازماندهی مجدد مواد است: نسبت شهادت، تاریخ، خشونت، موسیقی، تصویر، بدن بازیگر، مخاطب و فضای اجرا.
اگر این عناصر در فرآیند آفرینش توسط کارگردان انتخاب و به یک ساختار واحد تبدیل شده باشند، میتوان گفت کارگردان در این پروژه نه فقط «کارگردان»، بلکه دراماتورژِ اجرا نیز بوده است.
بهویژه هنگامی که اجرای اثر از فضای متعارف سالن فاصله میگیرد، بازیگران پیش از آغاز رسمی اجرا در میان تماشاگران حضور مییابند، موسیقی زنده و عناصر آیینی وارد ساختمان اجرایی میشوند، اسناد تصویری و تاریخی در کنار بدن بازیگر قرار میگیرند و تجربه مخاطب از پیش از آغاز نمایش طراحی میشود، دیگر نمیتوان دراماتورژی را صرفاً به تحلیل متن وایس محدود کرد.
در اینجا دراماتورژی در خودِ میزانسن اتفاق میافتد.
به بیان دقیقتر:
متن، ماده اولیه است؛
پژوهش، ماده خام است؛
میزانسن، دستگاه سازماندهنده است؛
و دراماتورژی، منطقی است که این عناصر را به تجربهای واحد برای تماشاگر تبدیل میکند.
از این منظر، کارگردانی اوراتوریای اتهام را میتوان نمونهای از دراماتورژی اجرایی دانست؛ دراماتورژیای که در آن کارگردان همزمان نقش مفسر، پژوهشگر، انتخابگر و سازماندهنده نهایی اثر را بر عهده میگیرد.
نتیجهگیری
در تئاتر معاصر، دراماتورژی دیگر الزاماً قلمروی انحصاری فردی با عنوان «دراماتورژ» نیست. تحول تئاتر کارگردانمحور، اقتباس، تئاتر مستند، تئاتر پسادراماتیک، Performance Studies و شیوههای آفرینش جمعی، مرزهای سنتی میان نویسنده، کارگردان، دراماتورژ و اجراکننده را جابهجا کردهاند.
نمونههایی چون پیتر بروک، آریان منوشکین، پیتر اشتاین، رابرت ویلسن و ریچارد شکنر نشان میدهند که کارگردان میتواند در فرآیند تولید اثر، صاحب یک کنش دراماتورژیک مستقل باشد. پژوهش اختصاصی درباره منوشکین حتی بهصراحت او را «کارگردان بهمثابه دراماتورژ» بررسی میکند.
بنابراین، «کارگردان ـ دراماتورژ» را باید یک موقعیت مؤلفانه و فرآیندی دانست، نه صرفاً یک عنوان شغلی.
کارگردانی زمانی به دراماتورژی تبدیل میشود که کارگردان نهفقط بپرسد «این متن را چگونه روی صحنه ببرم؟»، بلکه بپرسد:
«این اثر چگونه باید ساخته شود تا رابطه تازهای میان ماده، اجرا، زمان، فضا و تماشاگر ایجاد کند؟»
در این معنا، دراماتورژیِ کارگردان چیزی پیش از میزانسن و چیزی درون میزانسن است؛ یعنی اندیشیدن به ساختار تجربه پیش از آنکه تجربه در برابر تماشاگر تحقق یابد.
منابع
Boenisch, P. M., Williams, D., & Bradby, D. (Eds.). (2019). Directors' theatre: 30 years on. Methuen Drama/Bloomsbury.
Fischer-Lichte, E. (2008). Sense and sensation: Exploring the interplay between the semiotic and performative dimensions of theatre. Journal of Dramatic Theory and Criticism, 22(2).
Glynn, D. (2011). Recalibrating ancient mythology for contemporary performance: The mises en scène of the Mahabharata by Peter Brook and Les Atrides by Ariane Mnouchkine [Doctoral dissertation, University of Oxford].
Kuharski, A. J. (2015). Fifty years of Ariane Mnouchkine and the Théâtre du Soleil: The director as dramaturge, theater historian, and public intellectual. In H. Graley (Ed.), Text and presentation 2014 (pp. 132–150). McFarland.
Ledger, A. J. (2019). The director and directing: Craft, process and aesthetic in contemporary theatre. Bloomsbury Methuen Drama.
Schechner, R. (1992). Invasions friendly & unfriendly: The dramaturgy of direct theatre. South African Theatre Journal, 6(1), 4–24. https://doi.org/10.1080/10137548.1992.9687630
Svendsen, Z. (2023). Theatre and dramaturgy. Methuen Drama/Bloomsbury.