صدور فرمان مشروطیت؛ صدوبیستسال پیش در چنین روزی
نمیدانم چه زمینههایی برای زنان ایرانی فراهم بود که باعث شد در جریان مشروطه این چنین فعال شوند. هرچه بوده، وقتی امکانی برای سخن گفتن یافتند، چنان سکوت را شکستند که تا امروز برای ما شگفتانگیز است. در جامعهای که گفته شده زنان آن در مقایسه با زنان کشورهای مشابه، شرایط نامساعدتری داشتهاند و فرودستیشان، متناسب با هر طبقه اجتماعی، چنان در تاروپود فرهنگ بافته شده بود که هر تغییری در وضعیت آنها نیازمند «انقلاب» بود نه «اصلاح».
تاپیش از دوران مدرن زنان بهطور رسمی امکان سوادآموزی بسیار محدودی داشتند، ولی به نحو اسرارآمیزی زنان باسواد در همه دورهها و فرهنگ وجود داشتند و وجود موثری هم داشتند.
زنان تحولخواه ایرانی با هیجان وقایع مشروطه را دنبال میکردند. «در روز فیروزی مشروطه طلبان مسرور و خوشوقت میشدیم و در هنگام بدبختی و فلاکت گریه مینمودیم، در هیچ مجلس و محفلی ما را راه نمیدادند».
گروههایی از زنان در این دوره فعال شدند و عمدتا در پایتخت شروع به تاسیس مدرسه برای دختران و تشکیل انجمنهای زنانه کردند و روزنامههایی هم خارج و داخل کشور توسط زنان برای زنان منتشر شد.
آرزوهای زنان مشروطهخواه بلند بود و دور:
پس کو قانون شما؟ پس چه شد مجلس سنای شما؟ کو عدلیه شما؟ گویا تمام را مصالحه کردهاند ...بدون قانون امکان ندارد احدی اطاعت امر شماها را بکند. در مملکت دو چیز لازم است، یا استبداد یا قانون. ما که نقداً هیچکدام را نداریم...اگرچه زن هستم و بقول آقایان ناقص عقل و ردیف بشر محسوب نمیشویم، از مرحمت پدرانمان هم که فضل و کمالی نداریم، ولی نادان در هر طبقه هست...امروز بر احدی پوشیده نیست که هر بیوه زنی باین مجلس دارالشورای ملی حق دارد و ما امروز حقوق خودمان را میخواهیم...امروز یک پسر برای ما یک مغز دارد و ما باید قدر او را بدانیم، شاه یک مغز دارد، بنده هم که نماینده اتحادیه نسوانم یکی...حالا دیگر تکلیف ما این است که فشار به وکلا بیاوریم. وکلا خود دانند با وزرا و ورزا با شاه. ما با شاه و وزرا کاری نداریم زیراکه آنها همه وقت بودند. اگر وکلای محترم ما توانستند یا میتوانند تا سلخ(پایان) رمضان قانون را تمام کرده و در سایر کارها ترتیبی دهند که آسایش خلق فراهم شود, زهی شرف و سعادت. و الا اگر در خود چنین پیشرفت نمیبینند و میخواهند باز هم به ترتیب سابق پیش بروند، ما بتوسط همین عریضه خبر میدهیم که همه استعفا از کار خود بدهند و رسما بتوسط روزنامه ندای وطن به ماها خبر داده، چهل روزی هم کار را بدست ما زنها واگذارند و بشرط آنکه عار نداشته باشند، زیراکه وجود ما بسته به وجود یکدیگراست. اگر ما نباشیم شماها نیستید. اگر شماها نباشید ماها نیستیم. خلاصه ما وکلا انتخاب میکنیم، وزرا انتخاب میکنیم... قانون صحیح میکنیم. نظمیه را محکم میکنیم. حکام تعیین میکنیم. دستور العمل ولایات میفرستیم. ریشه ظلم واستبداد را از بیخ میکنیم. ظالمین را قتل میکنیم. انبارهای جو و گندم متمولین را میشکنیم. کمپانی برای نان قرار میدهیم. خزانههای وزراء را که از خون خلق جمع و در سرداب ها کرو کرده اند بیرون میآوریم. بانک ملی برپا میکنیم. عثمانی را عقب مینشانیم. اسرای قوچان را عودت بخانههای خود میدهیم. قوانین شهری را صحیح میکنیم و اب سالم به مردم میخورانیم. کوچه و خیابانها را تنظیف میکنیم. کمپانی برای شهر معین میکنیم و بعد از تمام این کارها تا سلخ رمضان کارها منظم شده و ماها از خدمت خود استعفا کرده رسماً اعلان و اعلام میکنیم که بقیه را دیگران اصلاح کنند. و الا اگر تا سلخ رمضان خودتان اسباب اسایش حال عموم فراهم نکردید و به ما هم واگذار نکردید ...همینقدر عرض میکنم زنها میتوانند آنچه را که میخواهند بیشتر از این عرضی ندارم.@neocritic
اتحادیه غیبی نسوان
(ندای وطن، ۱۲۸۶ خورشیدی، شماره ۷۰)
