✍🏻
یک نفر یا دو نفر؟
اخیراً یادداشتی خواندم درباره اینکه چگونه سلولهای متعلق به فرزندان میتوانند تا دههها پس از تولد نوزاد در بدن مادر باقی بمانند. پژوهش درباره حضور سلولهای جنینی در بدن مادر سابقهای بیش از یک قرن دارد، اما شواهد مربوط به ماندگاری طولانیمدت این سلولها در بدن مادر، بهویژه از دهههای پایانی قرن بیستم، جدیتر و گستردهتر شد.
یگانگی یا دوئیتِ فرد باردار، یکی از بحثهای جذابی است که در متافیزیک زنانهنگر به آن پرداختهاند. زنی که جنینی را در بدن خود میپرورد، صرفاً حامل(ۀ) یک فرد دیگر است؟ یعنی زن و جنین دو فرد مجزا هستند و به این ترتیب هرگونه مداخله در حیات جنین نیازمند مجوزی از افراد و نهادهای قانونی، بهعنوان مدافعان یک موجود مستقل و بیدفاع، است؟ یا چنان درهمتنیدهاند که میتوان آنها را یک فرد دانست و همان یک نفر حق دارد درباره فرایند بارداریِ بدن خودش تصمیم بگیرد؟
دیدگاه اول را میتوان در امتداد برخی باورهای متافیزیکی کلاسیک و هستیشناسی جوهری فهم کرد: تقابل ماده و صورت. زن فراهمآورنده ماده است و مرد «طراح اصلی» و صورتبخش به این ماده. در این تصویر، جنین موجودی است بالقوه که در بدن زن قرار گرفته و بدن زن ماده به فعلیت رساندن آن را فراهم میکند.
دیدگاه دوم، که در برخی صورتبندیهای فمینیستی از بارداری اهمیت پیدا کرده، بر این نکته تأکید میکند که جنین بخشی از بدن زن است و هیچکس جز خود او نمیتواند بر بدنش و امکانهای زیستی آن ادعای مالکیت داشته باشد. اما این نگاه نیز، اگر بر هستیشناسی جوهری تکیه کند، همچنان انسانها را جوهرهایی منفرد با مرزهای روشن در نظر میگیرد: جنین جزئی از بدن مادر است، همانطور که مثلاً ریهها یا دیگر اندامهای او جزئی از بدنش هستند. (پذیرفتنی به نظر نمیرسد.)
آن سوفی ماینکه مقاله جذابی دارد با عنوان «یک فرد یا دو فرد؟ دیدگاه فرایندی درباره بارداری» (۲۰۲۲) که در آن استدلال میکند جانداران، خلاف تصور متافیزیک سنتی، الزاماً جوهرهایی ثابت با مرزهایی روشن و مشخص نیستند؛ بلکه موجوداتی هستند که در فرایندِ شدن شکل میگیرند.
انسان باردار یک «فرایند بسیار پیچیده و دوشاخهشونده»است. نه بهسادگی یک فرد است و نه دو فرد؛ چیزی میان یک و دو، یا دقیقتر، فرایندی است که در مسیر دوشاخهشدن پیش میرود.
بر اساس این ادعا، جانداران، بهویژه پستانداران در واقع فرایندند، نه جوهر. این فرایند، چنانکه ماینکه استدلال میکند، هم درباره جنینِ در حال رشد صدق میکند و هم دربارۀ مادری که پس از بارداری ممکن است اجزایی از بدن فرزند خود را برای همیشه با خود حمل کند. مادر و فرزند یک فرد نیستند؛ همانطور که وجود سلولهای یک فرد در بدن فردی دیگر، بهخودیخود مرز میان آن دو را از میان نمیبرد. ماجرا این است که تصویر ساده «مادر بهمثابه ظرف و جنین بهمثابه موجودی مستقل درون آن» یا «مادر باردار به مثابه یک موجود واحد» را پیچیدهتر میکند.
این ادعا بر بستر فلسفه فمینیستی، با تأکید بر بهرسمیتشناختن پیچیدگیهای جهان، همراه است. فرمول ساده و دستورالعمل روشنی برای فهم جهان وجود ندارد. فرمولهای ساده، گرچه کاربست آسان و آرامشبخشی دارند، اغلب این آرامش و سادگی را به قیمت نادیدهگرفتن بخشهایی از واقعیت و برساختنِ واقعیتی مطلوب ذینفعان خود به دست میآورند.
واقعیت این است که اندیشیدن درباره حق حیات جنین نه میتواند در انحصار مردِ(ان) واهبالصُّوَر(!) باشد و خودآیینی زن به بهانه آن نقض شود و نه بار سنگین این مواجهه اگزیستانسیال و اخلاقی میتواند تنها بر دوش زن باشد.
مضاف براینکه، بهسادگی نتیجه نمیشود که چون مادر و جنین از نظر هستیشناختی درهمتنیدهاند، پس مسئله اخلاقی و حقوقی نیز خودبهخود حل شده است. در سراسر فرایند بارداری، چیزی «در جریان» است که باید با لحاظ پیچیدگیهای مراحل زیستی، وجودی و اخلاقیاش موضوع تأمل و تصمیم مادران و سایر ذینفعان باشد.
🔗 اگر مایلید بیشتر درباره متافیزیک از پسِ عینک زنانهنگر بدانید، نشر کرگدن اخیراً مدخل «متافیزیک فمینیستی» از دانشنامه فلسفه استنفورد را با ترجمه دکتر حسن امیریآرا منتشر کرده که به نظرم آغازگاه فوقالعاده خوبی است و بخشی از آن به بارداری اختصاص دارد.
🔗 مقالهای که به آن اشاره کردم:
Meincke, Anne Sophie. 2022. “One or Two? A Process View of Pregnancy.” Philosophical Studies, 179: 1495–1521.
@neocritic
11September 1, 2026 335 10