حکمرانی معقول چیست؟
✍محمدعلی برزگری
سخن دکتر پزشکیان که "کسی که نداند قدرتش چقدر است، جاهل است"، قابل تأمل است؛ اما باید افزود:
کسی که شرایط واقعی خود را نشناسد و متناسب با آن تصمیم نگیرد نیز گرفتار نادانی است.
یکی از مهمترین نشانههای شناخت شرایط، تشخیص اولویتهاست.
۱. پیش از جنگ دوازدهروزه، کشور با مسائلی چون تورم و کاهش قدرت خرید، مهاجرت، کاهش زاد و ولد، ناترازی آب و برق، بحران محیط زیست، کاهش تقاضای آموزش عالی، ناکارآمدی نظام اداری و تضعیف شایستهسالاری ، مشکلات روابط بین المللی و تحریم ها مواجه بود.
۲. اما بخش قابل توجهی از انرژی حکمرانی صرف مسائلی مانند محدودسازی فیلتر اینترنت، قانون حجاب،گشت حجاب، موتورسواری زنان و سگگردانی مردم بود.
۳. مسئله این نیست که این موضوعات مهم نیستند؛ پرسش این است که آیا با اولویتهای واقعی کشور تناسب داشتند؟
۴.حافظه جمعی مردم بخشنامهپذیر نیست. تجربه زیسته مردم انباشته میشود و مبنای تحلیل و قضاوت عمومی قرار میگیرد.
۵. این مسائل همچنان مسائل کشورند؛ جنگ بسیاری از آنها را عمیقتر کرده و مشکلات جدیدی نیز بر آنها افزوده است.
بنابراین، شاید مهمترین مسئله ما همچنان تشخیص درست اولویتها در تصمیمسازی و تصمیمگیری باشد. تقلیل مساله های کشور به دوگانه جنگ و صلح بازی خطرناکی است!
ندانستن میزان قدرت خطرناک است؛ ندانستن شرایط واقعی جامعه و اولویتهای آن، خطرناک تر!
@nedafori












