قسمتی از تجربه نزدیک به مرگ براندون:
من در میان هزاران هولوگرام شبیه صفحههای تلویزیون احاطه شده بودم. آنها لحظات مهم و گوناگونی از زندگیام را نشان میدادند. رویدادها را در حالت اولشخص، دومشخص و سومشخص میدیدم، احساس میکردم و میشنیدم. هنگامی که سر کسی فریاد میزدم، گویی آن لحظه را از نو از درون چشمها، گوشها و ذهن خود تجربه میکردم؛ اما همزمان آن را از منظر کسی که بر او فریاد زده میشد نیز تجربه میکردم. میتوانستم حالت چهرهٔ خودم را هنگام خشم ببینم و بشنوم که تا چه اندازه لحنم تحقیرآمیز بوده است. همچنین میتوانستم همهٔ اینها را مانند یک ناظر بیرونی تماشا کنم.
بهطور ذهنی از من پرسیده شد: «چه آموختی؟» من دریافتم که تمام رنجهای زندگیام نتیجهٔ انتخاب خودم برای گریز و پرهیز بوده است. من از خطر کردن و ریسک پذیری پرهیز کرده بودم، از این فکر که من بهاندازهٔ کافی خوب و با ارزش، و شایستهٔ چیزهای خوب هستم پرهیز کرده بودم و بنابراین تلاش نکرده بودم. یا افکاری مانند «من برای این شغل رؤیایی بهاندازهٔ کافی خوب نیستم» و مانند آن در ذهنم بود و به همین خاطر برای آن شغل اصلا درخواست نداده بودم…
www.nderf.org
NDE Experience
Narrative description of Nicole G NDE
35
8
3
1October 3, 2025 5.3K 45