معنای مرگ ارادی لموت الإرادة تخصيص يعتري طالب الحقّ، إذا سلك طريق… — نردبان آسمان (تدریس فتوحات مکیه) — TG.ME

معنای مرگ ارادی



لموت الإرادة تخصيص يعتري طالب الحقّ، إذا سلك طريق الحقّ بمقتضاه. و معنى موت الإرادة، في لسان التصوّف، أن يزول و يفنى من العبد رؤية الأسباب و الوسائط. فكما لا يمكن لميّت الشريعة أن يرجع إلى ما عنه مات من مال و ولد، عقلا و شرعا، فكذلك لا يمكن لميّت الطريقة و الحقيقة، أن يرجع إلى رؤية الوسائط، بعدما مات عنهنّ ذوقا و كشفا.
و معناه عندهم: أن لا يرى إلّا المسبّب. كما قال بعضهم: ما نظرت إلى شي‏ء إلّا و رأيت اللّه فيه. و هذا إخبار عن بدء الخروج من الوجود. ثمّ لمّا توسّط قال: معه، ثمّ لمّا خرج بالكلّيّة قال: ما نظرت إلى شي‏ء إلّا و رأيت اللّه قبله. و ذلك لموته عمّا سوى اللّه، و لرفع الحجب من القلب.

🔷 مرگ ارادی از اموری است که فقط مختص طالب حق است و برای کس دیگری رخ نمی‌دهد، زمانی که او در جاده‌ی حق به اقتضای آن سلوک کند.
🔶معنای مرگ ارادی در زبان تصوف این است که از بنده، دیدن اسباب و امور واسطه زائل و نابود شود.
چنانکه برای مرده‌ی شریعی، از منظر عقل و شرع امکان ندارد به آنچه از آن مرده مانند مال و فرزند برگردد، همچنین برای مرده‌ی طریقتی و حقیقتی، از حیث ذوق و کشف ممکن نیست به دیدن وسائط برگردد زمانی که از آنها مرده است.
🔷 معنای آن نزد صوفی‌ها این است که آنان هیچ چیزی غیر از مُسبِّب را نمی‌بینند، چنانکه بعضی از آنها گفته‌اند: «به چیزی نگاه نکردم مگر اینکه خدا را در آن دیدم» این گفتار خبر از ابتدای خروج از وجود را می‌دهد سپس زمانی که در وسط‌های خروج باشد گفته است: «خدا را همراه او دیدم» سپس زمانی که به طور کلی خارج شود گفته است: «به چیزی نگاه نکردم مگر اینکه خدا را قبلش دیدم». این به خاطر این است که او از ما سوا الله مرده است و به خاطر این است که حجاب‌ها از قلب مرتفع شده‌اند.


عارف بالله عمار بدلیسی
بهجة الطائفة، في فائدة موت الإرادة ، ص ۶۸.
❤5
August 28, 2026 155 3