موت ارادی
مرگ اختیاری
🔷 أما المحجوبون فهم أبداً مشتاقون إلى لقاء الحق، و هم لا يصلون إلى بغيتهم إلا بعد ارتفاع حجابهم البدني، و زوال الغواشي الطبيعية عنهم. و هذا لا يكون إلا بالموت الحقيقي: إذ بالموت تنحل الصورة البدنية و يعود الفرع إلى أصله. و لكن الموت موتان: موت طبيعي و هو لجميع الخلق بلا استثناء، و فيه يلقى العبد ربه برجوع عينه إلى الذات الإلهية الواحدة، كما يعود النهر إلى البحر الذي خرج منه. و موت أهل الكشف و الوجد و هو الفناء الصوفي، و فيه يلقى العبد ربه بتحققه أنه عينه، و مشاهدته إياه في جميع مجالي الوجود. و يسمى هذا الموتُ الموتَ الإرادي، و هو مقام الفناء عند الصوفية، أي فناء الصوفي عن نفسه و كل ما يتصل بها مما يقوم حجاباً بينه و بين ربه.
🔶 اما آنان که در حجاب ماندهاند همیشه به ملاقات حق مشتاق هستند. آنان به خواسته و مطلوب خود نمیرسند مگر بعد از اینکه حجاب بدن آنها از میان برخیزند و پردههای طبیعت از آنها از بین برود. و این فقط و فقط با مرگ حقیقی حاصل میباشد، زیرا به سبب مرگ صورت بدنی از میان برداشته میشود و فرع به اصل خودش برمیگردد.💠 مرگ دو نوع است:
۱- مرگ طبیعی است و آن برای همهی مخلوقات بدون استثنا میباشد که در آن، بنده، پروردگارش ملاقات میکند به سبب برگشتن عین بنده به ذات الهیت یکتا چنانکه رودخانه به دریا برمیگردد.
۲- مرگ اهل کشف و وجد: و آن همان فنا صوفی است که در آن، بنده، پروردگارش را ملاقات میکند به سبب تحقیق بنده که او عین پرودگارش است و به سبب مشاهدهی بنده، پروردگارش را در همهی مجلاهای وجود. این مرگ را مرگ ارادی مینامند و آن همان مقام فنا نزد صوفیه است؛ یعنی فنای صوفی از خودش و از هر آنچه به نفس پیوند خورده بود که آن چیزها حجاب میان بنده و پروردگارش را استوار کرده بود.
شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی
فصوص الحكم، الفص السابع و العشرون الكلمة المحمدية، ص ۳۱۹.
