ادامه...
جامعهی برابر، جامعهای نیست که زنان را شبیه مردان کند، بلکه جامعهای است که به زنان و مردان امکان دهد بدون اجبارهای جنسیتی، مسیر زندگی خود را انتخاب کنند.
از این رو، فروکاستن فمینیسم به تقابل ساده زن و مرد، مسئلهای ساختاری را به سطح روابط فردی تقلیل میدهد و نقد نظامهای سلطه را به داوریهای اخلاقی درباره افراد محدود میکند. در این چارچوب، مردان الزاماً دشمن ذاتی زنان نیستند، بلکه خود نیز در بسیاری موارد محصول همان ساختارهای اجتماعی و فرهنگی هستند که نابرابری جنسیتی را بازتولید میکنند. نادیده گرفتن این تمایز، میتواند ظرفیت شکلگیری ائتلافهای اجتماعی برای تحقق برابری را کاهش دهد.
در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران نیز اگر فمینیسم صرفاً در سطح شعارهای هویتی و تقابلهای جنسیتی متوقف شود، این خطر وجود دارد که مطالبه برابری حقوقی، بهجای آنکه خواستی عقلانی، انسانی و عادلانه تلقی شود، بهعنوان تهدیدی علیه خانواده یا نظم اجتماعی معرفی گردد؛ وضعیتی که میتواند به بازتولید مقاومت در برابر اصلاحات حقوقی و اجتماعی بینجامد.
فمینیسم، اگر بخواهد به نیرویی مؤثر برای تحقق برابری بدل شود، ناگزیر است از تقلیل مسئله زنان به تقابل ساده زن و مرد پرهیز کند. سنت حقوقی جان استوارت میل، نقد ساختاری فمینیسم سوسیالیستی، تحلیل اگزیستانسیال سیمون دوبووار و دستاوردهای نظریههای معاصر، هر یک بخشی از ابعاد این مسئله را روشن میکنند. فمینیسمی که این پیچیدگیها را نادیده بگیرد، ممکن است به جای نقد ساختارهای تبعیض، در سطح تقابلهای جنسیتی متوقف شود و از تحقق هدف اصلی خود، یعنی برابری حقوق، فرصتهای برابر و کرامت انسانی، فاصله بگیرد.
#مصطفا_آل_احمد
#اندیشه_مخالف_من
https://t.me/myopponentthought
Telegram
اندیشه مخالف من
مصطفا آلاحمد

9
7
2July 27, 2026 730 1 9