✒️
🔲 سینمای مردانه
مصطفا آلاحمد
پس از انقلاب «زن، زندگی، آزادی»، شماری از بازیگران زن سینمای ایران دیگر حاضر نشدند زیر قواعد حجاب اجباری به فعالیت حرفهای خود ادامه دهند. آنان نمیخواستند در آثاری بازی کنند که حتی در خصوصیترین فضاهای زندگی، شخصیتهای فیلم با پوششی تصویر میشوند که نه تنها با واقعیت همخوان نیست، بلکه بازتولید دروغی است که محصول اجبار حکومتی است.
بازیگرانی چون ترانه علیدوستی، کتایون ریاحی، هنگامه قاضیانی، آناهیتا نعمتی، مریم بوبانی، پانتهآ بهرام، افسانه بایگان، معصومه قاسمیپور، پرستو صالحی، سحر ولدبیگی، نیوشا مدبر، فاطمه معتمدآریا، نیکی کریمی و ویشکا آسایش از جمله زنانی بودند که هر یک به شکلی این دیوارِ اجبار را فروریختند و بهای سنگین آن را نیز پرداختند؛ بهایی که از بازداشت و انزوا تا ممنوعیت از کار و مهاجرت اجباری متغیر بود. آنان حرفه و اعتباری را که سالها برایش تلاش کرده بودند، برای حقیقت قربانی کردند.
اما در سایهی این شجاعت زنانه، پرسشی بنیادین مسکوت ماند: بازیگران و سینماگران مرد در راستای این کنشها چه کردند؟ اگر حجاب اجباری را قانونی تبعیضآمیز بدانیم که مستقیماً زنان را هدف قرار میدهد، آیا مردانی که در همان صنعت مشغول به کار بودند هیچ مسئولیتی در قبال آن نداشتند؟ مردانی که حتی در صحنههای شنا یا حمام کمتر محدودیتی داشتند و میتوانستند بدن نیمهبرهنهی خود را به نمایش بگذارند در حالی که چند تار موی همکار آنها همواره مساله بوده است. آن جا که بازیگر مرد در صحنه خانه در مقابل همسرش (که با روسری و مانتو خوابیده یا نشسته) کاملاً راحت و با لباس خانگی بازی میکند، او نیز دارد به باورپذیر کردن آن موقعیتِ دروغین کمک میکند. آیا آنان صرفاً به این دلیل که خود مشمول این اجبار نبودند، دلیلی برای اعتراض یا کنارهگیری نمیدیدند؟
این زنان برای نفی یک اجبار، موقعیت حرفهای خود را به خطر انداختند، اما در میان مردان سینما، کمتر کسی حاضر شد هزینهای مشابه بپردازد. این تفاوت را چگونه باید توضیح داد؟ همکاران این زنهای شجاع به کار خود ادامه دادند و جای خالی آنها را با چهرههای تازه پر کردند، آیا مسئله تنها به شجاعت فردی برمیگردد، یا نشانهای از آن است که تبعیض، تا زمانی که مستقیماً دامن ما را نگیرد، چندان آزاردهنده به نظر نمیرسد؟
از سوی دیگر، تولید هر فیلم حاصل همکاری گروهی است. همانگونه که هیچ بازیگری به تنهایی یک اثر را خلق نمیکند، هیچ روایت دروغینی نیز به تنهایی بازتولید نمیشود. بازیگران مرد، کارگردانان، تهیهکنندگان و کل نظام تولید فیلم نیز در شکلگیری و بازنمایی این روایت تحریفشده مشارکت دارند.
در چنین وضعیتی این پرسش مطرح میشود که سهم بازیگران مرد و دیگر عوامل در بازتولید این روایت تحریف شده چیست؟
اگرچه شماری از فیلمسازان و هنرمندان همگام با زنان بازیگرِ معترض، علیه این تبعیض بیانیه دادند و گاه فیلمهای زیرزمینی ساختند، اما واقعیت تلخ این است که بخش عمدهای از بدنهی مردانهی سینما، شغل، شهرت، امنیت و پول را ترجیح داد.
این مسئلهای فراتر از سینماست؛ آینهای درباره نسبت اخلاقی ما با مفهوم بیعدالتی است. این که آیا انسان تنها زمانی اعتراض میکند که خود قربانی باشد، یا میتواند هنگامی که تاوان تبعیض را دیگران میدهند، در کنار آنها ایستاد؟
به این ترتیب است که هر تبعیضی دو رکن دارد: قدرتی که آن را تحمیل میکند و مردمی که چشم بر ستم میبندند.
#اندیشه_مخالف_من
https://t.me/myopponentthought
Telegram
اندیشه مخالف من
مصطفا آلاحمد

13
8
7August 16, 2026 355 2