محمد رضا رنجبر (۳) قرآن: post #6591 — TG.ME

حالا ببینیم اگر این آیه نازل نمی‌شد، چه چیزهایی را نمی‌فهمیدیم، و حالا که نازل شده چه چیزی را فهمیده‌ایم:


۱. اگر این آیه نبود...

نمی‌فهمیدیم که بزرگ‌ترین بازدارنده از دروغ، قانون نیست؛ ایمان به حسابرسی خداست.

اگر هیچ شاهدی هم نباشد، اگر هیچ قاضی‌ای هم حقیقت را نفهمد، باز هم انسان نمی‌تواند از دادگاه خدا فرار کند.

فایده در زندگی: این آیه به انسان «کنترل درونی» می‌دهد، نه فقط ترس از مجازات بیرونی.

۲. اگر این آیه نبود...

شاید خیال می‌کردیم هر گناهی فقط رابطه‌ی ما با مردم را خراب می‌کند.

اما این آیه نشان می‌دهد که دروغ درباره‌ی حق مردم، فقط ظلم به مردم نیست؛ اعلام جنگ با خدا هم هست. چون دروغگو خودش می‌گوید اگر دروغ می‌گویم، از رحمت خدا محروم شوم.

فایده در زندگی: می‌فهمیم بعضی خطاها فقط اجتماعی نیستند؛ آثار معنوی هم دارند.

۳. اگر این آیه نبود...

نمی‌فهمیدیم که آبروی یک انسان آن‌قدر ارزش دارد که خدا برای حفظ آن، شدیدترین هشدارها را قرار داده است.

این شدتِ هشدار نشان می‌دهد که شخصیت و آبروی انسان، چیزی نیست که با یک ادعا از بین برود.

فایده در زندگی: نگاه ما به تهمت، شایعه و قضاوت عجولانه کاملاً عوض می‌شود.

۴. اگر این آیه نبود...

شاید تصور می‌کردیم خدا فقط اعمال ظاهری ما را می‌بیند.

اما این آیه نشان می‌دهد خدا حتی راست یا دروغ بودن جمله‌ای را که هیچ‌کس از حقیقتش خبر ندارد داوری می‌کند.

فایده در زندگی: انسان می‌فهمد زندگی فقط آن چیزی نیست که مردم می‌بینند؛ حقیقت نزد خدا گم نمی‌شود.

خلاصه
اگر این آیه نازل نمی‌شد:

نمی‌فهمیدیم قسم خوردن، جای حقیقت را نمی‌گیرد.
نمی‌فهمیدیم مهم‌ترین مانع دروغ، ایمان به دادگاه خداست، نه فقط قانون.
نمی‌فهمیدیم دروغ درباره‌ی آبروی مردم، انسان را از رحمت خدا دور می‌کند.
نمی‌فهمیدیم آبروی انسان آن‌قدر ارزشمند است که خدا چنین هشدار سنگینی درباره‌ی آن داده است.
و از همه مهم‌تر، نمی‌فهمیدیم که حتی وقتی هیچ راهی برای کشف حقیقت وجود ندارد، خدا حقیقت را می‌داند و عدالت او هرگز تعطیل نمی‌شود.