محمد رضا رنجبر (۳) قرآن: post #6596 — TG.ME

🌸

برای عمل به این آیه، از کجا باید شروع کنیم؟ 🛤️🤔

«وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ» (نور، ۱۰)

و اگر فضل بی‌کران و رحمت بی‌پایان خداوند بر شما نبود... همانا خداوند توبه پذیر و حکیم است.
📖 #نور_10
این آیه، دقیقاً همان پناهگاه گرم خداست؛ همان پتویی که بر تنِ خسته‌ی انسان سرد و مأیوس در جامعه کشیده می‌شود.

جالب اینجاست که خداوند در این آیه، جمله‌ای را نیمه‌تمام رها می‌کند؛ فقط می‌فرماید: «اگر فضل و رحمت من نبود...» اما ادامه‌اش را نمی‌گوید. انگار شدتِ فاجعه آن‌قدر بزرگ است که نیازی به گفتنش نیست.

انگار خدا آرام در گوشمان زمزمه می‌کند:
«بنده‌ی من! اگر بنا بود تاوان هر اشتباهت را همان لحظه بدهی، اگر قرار بود هر لغزشت آبرویت را ببرد، اگر قرار بود پرده‌ها کنار برود، آیا چیزی از آرامش، خانواده و جامعه باقی می‌ماند؟»

این آیه، قصه‌ی پوشاندن است...
قصه‌ی فرصت دوباره است...
قصه‌ی آغوش بی‌انتهای خدایی است که نمی‌گذارد بنده‌هایش در باتلاق لغزش‌هایشان غرق شوند.

بیایید این آیه را کمی آرام‌تر و عمیق‌تر با هم مرور کنیم...

🌤️ اول: فضل و رحمت خدا، سقفی است که هنوز بالای سر ماست

قرآن با لحنی آمیخته از محبت و هشدار می‌فرماید:

«وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ...»

«وَلَوْلَا» (و اگر نبود)، «فَضْلُ اللَّهِ» (آن لطف و بخشش افزون خداوند)، «عَلَيْكُمْ» (بر شما)، «وَرَحْمَتُهُ» (و آن مهربانی ذاتی‌اش)…
و فضل یعنی خدا با ما معامله‌ی خشک و حسابگرانه نمی‌کند.

اگر قرار بود فقط بر اساس استحقاقمان با ما رفتار کند، شاید هیچ‌کداممان دوام نمی‌آوردیم.

فضل یعنی خدا بیشتر از آنچه سزاوارش هستیم، به ما می‌بخشد.

او مثل باران بهاری است؛ نمی‌پرسد این زمین گلزار است یا شوره‌زار، پاک است یا آلوده. می‌بارد... چون مهربان است. 🌧️

وقتی آدم‌ها در اوج عصبانیت می‌خواهند آبروی هم را ببرند، این فضل خداست که پرده‌ای روی بسیاری از زشتی‌ها می‌اندازد تا آتش کینه همه‌جا را نسوزاند.

پس...
🍃 اگر دیدید دوست، همکار یا آشنایی اشتباهی کرده و آبرویش در خطر است، شما هیزم آتشِ رسوایی او نشوید. سعی کنید سایه‌ای از فضل خدا باشید؛ پرده‌پوش باشید، نه پرده‌در.

🍃 اگر در خانه، همسر یا یکی از اعضای خانواده از روی عصبانیت حرف تلخی زد، همان لحظه آن را به رخ نکشید و همه‌جا تعریف نکنید. خدا هر روز آبروی ما را حفظ می‌کند؛ ما هم یاد بگیریم گاهی روی خطاهای عزیزانمان پرده‌ی محبت بکشیم.

🌱 دوم: خدا هیچ‌وقت از بازگشت بنده‌اش خسته نمی‌شود
بعد از فضل و رحمت، خدا دریچه‌ی امید را کاملاً باز می‌کند:

«وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ...»
«توّاب» یعنی خدایی که بارها و بارها راه بازگشت را باز می‌گذارد.
درخت را دیده‌اید؟
پاییز که می‌شود، همه‌ی برگ‌هایش می‌ریزند؛ اما بهار نمی‌گوید: «تو دیگر تمام شدی.»

دوباره می‌آید...
دوباره موجبات جوانه زدن را فراهم می‌کند...
و دوباره زندگی را به شاخه‌های خشک برمی‌گرداند. 🌳🍃

خدای «توّاب» هم همین‌گونه است.
از توبه‌ی ما خسته نمی‌شود...
از برگشتنمان دلزده نمی‌شود...
و طناب رحمتش را پاره نمی‌کند.

پس...
🍃 اگر تا دیروز غیبتی کرده‌ای، تهمتی زده‌ای یا دلی را شکسته‌ای، ناامید نشو. هنوز ریشه‌ات زنده است. برگرد، عذرخواهی کن، حلالیت بطلب؛ خاک رحمت خدا هنوز آماده‌ی رویاندن توست.

🍃 اگر کسی واقعاً از اشتباه خود پشیمان شد و با فروتنی برگشت، درِ امید را به رویش نبند. لازم نیست ساده‌لوح باشی، اما نگذار یخِ کینه، قلبت را منجمد کند. کمی شبیه خدای «توّاب» باش.

⚖️ سوم: مهربانی خدا، بی‌حساب نیست؛ حکیمانه است.

آیه با یک واژه‌ی زیبا پایان می‌یابد:
«حَكِيمٌ»
یعنی همه‌ی این رحمت، از روی حکمت است، نه از روی بی‌تفاوتی.

شاید بپرسیم:
اگر خدا این‌قدر مهربان است، پس چرا گاهی مجازات می‌کند؟
چون حکیم است.
باغبان دانا برای نجات یک باغ، شاخه‌ی آفت‌زده را هرس می‌کند؛ نه از روی خشم، بلکه برای حفظ جان درخت. ✂️🌳

احکام و حدود الهی هم همین‌گونه‌اند؛ دیوارهای امنی هستند که نمی‌گذارند انسان از لبه‌ی پرتگاه سقوط کند.

پس...
🍃 لطف خدا را بهانه‌ی تکرار گناه نکنیم. پزشکی که دارو می‌دهد، نمی‌خواهد بیمار دوباره همان زخم را از روی عمد تکرار کند.

🍃 البته در روابطمان هم مهربانی را با عقل همراه کنیم؛ نه آن‌قدر سخت باشیم که هیچ راه بازگشتی نماند، و نه آن‌قدر بی‌مرز که هر کسی آرامشمان را ویران کند.
و مثل یک رودخانه باشیم؛ زلال و زندگی‌بخش، اما با ساحل‌هایی محکم که نگذارند سیلاب، همه‌چیز را با خود ببرد.