نقد "اپوزیونیسم"(oppositionism) ایرانی
اپوزیونیسم ایرانی بینش و منشی است که سیاست را عملاً از محتوای اجتماعیاش تهی کرده است. این بینش و منش زمانی شکل گرفت که مفهوم سیاسی-اجتماعی دگرگونی بنیادی در ذهن فعالان سیاسی رنگ باخت، و به جای آن "براندازی" در معنایی مکانیکی نشست. بخش بزرگی از فعالان سیاسی در خارج از کشور عملاً در این معنا "برانداز" شدند. آنگاه که چنین شد، پرسش نخست از فعال سیاسی دیگر این نبود که در بارهی آزادی و برابری و عدالت چه فکر میکند، بلکه این بود که "برانداز" است یا نه.
باز گردیم به مضمون اجتماعی تصور از تغییر!
اکنون عدالت و آزادی در موقعیت جنگی به معنای در نظر گرفتن حق مردم در تعیین سرنوشت خویش در وضعیتی است که زیر بمباران و گرفتار استیصال ناشی از فقر و فلاکت نباشند. این رویکرد به معنای عبور از "اپوزیونیسم" است. "اپوزیونیسم" ابتذال و ورشکستگی خود را از جمله در برخورد با موقعیت بحرانی حاد کنونی نشان داده است.
ما پا در یک دورهی تازه گذشتهایم. جنگ هم که به هر صورت متوقف شود، به دورهی پیش برنمیگردیم.
از تجربهی دورهی به سرآمده درس گرفتهایم اگر "اپوزیونیسم" را پشت سر بگذاریم و به جای آن به سیاستی بگرویم جامعهگرا و دارای حس مسئولیت به سرنوشت مردم. دیدیم و همچنان میبیینم که "اپوزیونیسم" در روایت صریحش در گفتار راست افراطی، چگونه نگاهی ابزاری به جامعه دارد: از این دیدگاه منحط، جامعه را باید مغزشویی کرد، زیر فشار تحریم و در ادامه در زیر بمباران قرار داد، تا به جان بیاید و به "براندازی" روآورد.
بازنمایی انحطاط سیاست اپوزیسیونیستی و بررسی ریشههای ناتوانی عمومی فعالان سیاسی مردمدوست در مقابله با گسترش ابتذال و چنین خط منحطی از وظایف مقدم دورهی جدید است.
https://www.radiozamaneh.com/886284

Radiozamaneh
تبیین وضعیت و ترسیم یک خطِ مدافع ـ مطالبهگر
محمدرضا نیکفر ـ مسئلههای اصلی در موقعیت کنونی کداماند؟ بدیل دو خط شکستطلبی و حل شدن در سیاست حکومت چیست؟ خط بدیل با چه خواستههایی مشخص میشود؟
April 15, 2026 4.8K 83