گاهی هم همه چیز به طرف سکوت حرکت میکند، انگار که گنجشک کوچکی که هر روز عصر، تمام حیاط را روی سرش میگذاشت، ناگهان و یک دفعه، دیگر از یک عصری به بعد، دیگر نیامده باشد و آدم خودش تنها مانده باشد با یک سکوت طولانی و کش آمده که دیگر هیچ نمیداند که باید با آن چه کاری بکند، و هیچ به یادش هم نمیآید که قبل از آن، با آن همه سکوت چه میکرده است؛ و این روزها بیشتر از گاهی از آنها هم، همینجوری شدهاند، که گنجشکهایشان ناگهان رفتهاند و آدم خودش مانده است و خودی که حتی به یاد نمیآورد که قبلا با آن چه میکرده است. @Momas1
July 30, 2026 1.4K 33