غریبه شدن از آن چیزهاییست که نود و نه روز اتفاق افتادنش طول میکشد و تنها در یک روز و یک لحظه آدم قبولش میکند دیگر، انکاری که هر روزی که ردش میکنی، فردا کمی نزدیکتر از روز قبلش به آدم میایستد و بیآنکه چیزی بگوید، تنها به آدم زل میزند و آدم هر بار کمی بیشتر از قبلش سنگینی نگاهش را بر روی خودش حس میکند، و در نهایت گریز ناپذیری قبولش میکنیم و مثلا که یادمان رفته باشد که در خانه را بسته باشیم، میگذاریم که وارد خانهی بودن ما بشود، و آنگاه دیگر برایمان غریبه نخواهد بود و دیگر تنها کسی که در آن جا غریبه هست، خودمان هستیم، و دیگر تمام چایهایمان را با کسانی که دیگر نمیشناسیمشان و آدم را نمیشناسند خواهیم خورد و به این فکر خواهیم کرد که تمام اینها چگونه اتفاق افتاده است و تمام چایهایمان سرد خواهد شد. @Momas1
November 3, 2025 2.8K 50