و اندوه چیزی شبیه به همین است که تمام زور آدم هم برای چیزی کافی نباشد، که انگار که تمام خواستن آدم در یک لحظه تبدیل شده باشد به چیز بیشکل سنگینی در ته دل آدم که خوب میدانی که دیگر باید در تمام ساعتهای بعد از این، آن را با خودت همه جا ببری و سنگینیش در جاهایی که انتظارش را نداری، لبخندهایت را در خودش حل خواهد کرد و تنها شکل لبخند لبهایت برایت باقی خواهد ماند، عصری نمور و پاییزی و دلگیر که اتاقی همیشگی از خانهی بودن آدم خواهد شد و خودت را گاهی بیآنکه بدانی در آن بازخواهی یافت. @Momas1
October 26, 2025 21.7K 204