در بر بگیر مرا، مثل پتویی از پلنگ‌هایی که ماه را گم کرده‌اند، یا مثل… — یک‌ مماس نوشت — TG.ME

در بر بگیر مرا، مثل پتویی از پلنگ‌هایی که ماه را گم کرده‌اند، یا مثل چای تازه دمی که آدم خودش برای خودش دَم کرده باشد و طعم گرم قبل‌ترهایش را نداشته باشند، یا اصلا مثل همین نمی‌دانم چیزی که در غروب‌های پاییزی ریخته‌اند، که در دل آدم می‌ریزند و دل آدم را هُری با خودش پایین می‌ریزد و آدم ناگزیر می‌ماند از هرچیزی، مگر نشستن و انتظار کشیدنی که حتی حوصله‌ی روشن کردن چراغی را هم نداری و می‌گذاری که شب زود رسیده در تو خانه کند، در خانه‌یی خالی شده از خودت و پر شده از نمی‌دانم چه چیزهای نامعلوم پاییز. @Momas1

October 9, 2025 3.6K 36