در جلسه یازدهم این دوره آموزشی، به بررسی یکی از بنیادیترین مفاهیم اقتصاد کلان، یعنی «منحنی فیلیپس» (Phillips Curve) و چالش بدهبستان (Trade-off) میان تورم و بیکاری پرداختهایم. این مبحث تبیین میکند که چگونه تصمیمات سیاستگذاران و بانکهای مرکزی مستقیماً بر رفتارهای بازار، رونق تولید و نرخ اشتغال اثرگذار است.
محورهای اصلی مورد بحث در این جلسه:
تبیین مکانیسم سودآوری بنگاهها در کوتاهمدت: بررسی چگونگی شکلگیری سودهای ظاهری برای کارفرمایان بر اثر پدیده «چسبندگی دستمزدها» و هزینههای ثابت تولید در مواجهه با تورم اولیه، و در نتیجه افزایش موقت استخدام نیروی کار.
تحلیل زمانی کارکرد منحنی فیلیپس: چرایی بیاثری ابزار تورم در کاهش پایدار نرخ بیکاری در بلندمدت و بازگشت اجتنابناپذیر بازار کار به نرخ بیکاری طبیعی.
نقش بانکهای مرکزی در مدیریت پولی: واکاوی وظیفه دوگانه نهادهایی چون فدرال رزرو در موازنه میان کنترل تورم و صیانت از اشتغال با استفاده از ابزار «نرخ بهره»، و تحلیل نحوه واکنش بازارهای مالی (نظیر بازار طلا) به گزارشهای اشتغال جهانی.
درک این اصول اقتصادی به ما کمک میکند تا ورای نوسانات روزمره، منطق ساختاری پشت تصمیمات کلان مالی و گزارشهای اشتغال بینالمللی را تحلیل کنیم.
پرسش تحلیلی این هفته: به نظر شما در شرایط فعلی اقتصاد، اولویت سیاستگذاری پولی بانک مرکزی باید بر کنترل قاطع تورم متمرکز باشد یا مهار بیکاری و رونق تولید؟ دیدگاههای تحلیلی خود را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.