@mobin_751 · 615 subscribers
@Imobin_bot💗
The short link opens the channel straight in the Telegram app — not in a browser tab.
tg.me/go/mobin_751Is this your channel? Add @tgme as admin — and see how many people click your links. Get the stats →
Channel created August 26, 2024per Telegram
We have been tracking it since August 25, 2026
In all that time the channel has changed neither its name, nor its @username, nor its avatar.
We show only what we have seen ourselves.
درک نخواستم، تعریف و تمجید نخواستم؛ آغوش نخواستم، محبت نخواستم؛ عشق را هم دیگر نمیخواهم…
تنها چیزی که در جستوجویش هستم، مرگ است؛ زیرا مرگ را تنها مرهم زخمهایی میدانم که سالهاست در جانم ریشه دواندهاند.
اشکهایم دیگر تابِ سنگینی این درد را ندارند. قلبم میلرزد و هر بار که به مرگ فکر میکنم، لبخندی بر لبانم مینشیند که تمام وجودم را به لرزه میاندازد.
نمیدانم این لرزش از ترس است یا از رضایت؛ هر چه که هست، واژهها از توصیفش عاجزند.
نمیخواستم همچون پروانهای باشم که شیفتهی نور شمعی سوزان میشود و سرانجام در آتش آن جان میدهد.
من میخواستم زندگی کنم…
آنگونه که رویایی برای ساختن داشته باشم، آرزویی برای رسیدن و قلبی که زیر بار اندوه خم نشده باشد؛ ذهنی که در آشوب احساسات غرق نباشد.
اما سرنوشت با من چه کرد؟ با ما چه کرد؟
ما تنها جوانانی بودیم که در میان سالهای نومیدی، هنوز کورسویی از امید را در سینه حفظ کرده بودیم.
اما در پایان چه شد؟بزرگتر شدیم…
و همراه با بزرگ شدنمان، زخمها نیز عمیقتر شدند.
سختیها چون سایهای سمج در زندگیمان ماندند،مهر را از ما گرفتند،بر روحمان لکههای سیاه نشاندند و جهانمان را از پلیدی انباشته کردند؛تا جایی که پاکی، آرام آرام از برابر چشمانمان محو شد.
روزی به دنبال آغوش و محبت بودیم،اما خود را در میان افسردگی، خشم و تنهایی یافتیم.
و اکنون،خشم و نفرت تنها احساساتی هستند که در رگهایم جریان دارند.
از من انتظار نداشته باش انسان خوبی باشم.
اگر انسانیت حقیقتاً وجود داشت،سرنوشت ما به اینجا ختم نمیشد.