نقدی به سخنان آیت الله رمضانی و عشق ورزی اش به شیطان
یکی از آفات سخنان بهظاهر عرفانی، تبدیل استعارههای ادبی به گزارههای اعتقادی است. تعبیر «سگ کوی خدا» اگر در شعر و تمثیل به کار رود، یک استعاره است؛ اما نمیتوان از آن نتیجه گرفت که «عشقورزی به شیطان» وظیفهای از وظایف ولایت و قرب الهی است. هر ادعای عرفانی باید با قرآن و عترت سنجیده شود، نه با ذوق و اصطلاحات شخصی.
قرآن تکلیف انسان را درباره شیطان روشن کرده است: إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا. شیطان دشمن شماست،پس او را دشمن بگیرید.
وقتی قرآن صریحاً دشمنی با شیطان را مطالبه میکند، چگونه میتوان عشق به شیطان را وظیفه قرب و ولایت معرفی کرد؟ همان شیطانی که به تبعیت از ابن عربی او را پیدا سید الموحدین می خوانند!.
این استدلال که «شیطان مخلوق خداست، پس باید دوستش داشت» نیز مغالطه است؛ خلقتِ یک موجود، به معنای تأیید عصیان او نیست. خداوند شیطان را خلق کرد، اما استکبار و سرپیچی او را تأیید نکرد:أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ.
حتی اگر گفته شود شیطان در نظام تکوین وسیله امتحان انسان است، از نقش تکوینی نمیتوان محبوبیت تشریعی نتیجه گرفت؛ تکوین با تشریع یکی نیست.
عرفان اهلبیت علیهمالسلام نیز مرز حق و باطل را با بازیهای لفظی از میان نمیبرد. ولایت بدون برائت از دشمن خدا، ولایت کامل نیست.
پس اگر «سگ کوی خدا» صرفاً یک تعبیر شاعرانه است، در همان حد بماند؛ اما اگر از آن «وظیفه عشقورزی به شیطان» استخراج شود، این دیگر عرفان نیست؛ ذوق شخصیِ مخالف نص قرآن است.
قرب به خدا از اطاعت خدا و ائمه هدی است، نه از عشقورزی به دشمن خدا. متأسفانه این نگاه انحرافی، برخی دیگر از همصنفان ایشان را نیز به خطا انداخت؛ تا آنجا که برخی، بهجای شناخت جبهه حق و باطل، خود را بهگونهای «مدیون شمر» در شهادت امام حسین علیهالسلام و حتی سبب اشک و عزاداری بر آن حضرت دانستند؛ غافل از اینکه شمر، قاتل و جنایتکار است، نه صاحب منّت بر دستگاه عزای سیدالشهدا علیهالسلام.
اینگونه وارونهسازی مفاهیم، نه عرفان است و نه معرفت؛ بلکه نتیجه عبور از مرزهای روشن قرآن و عترت و تبدیل یک دشمن خدا به موضوع ستایش و امتنان است. فتأمل!.
✍🏻 امیری سوادکوهی
#نجوای_قلم
💎 @Najvaye_Qalam







