دیگر کسی به شعر نیندیشید!: post #30 — TG.ME

مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من
كه جز ملال نصیبی نمی‌برید از من

زمین سوخته‌ام ناامید و بی‌بركت
كه جز مراتع نفرت نمی‌چرید از من

عجب كه راه نفس بسته‌اید بر من و باز
در انتظار نفس‌های دیگرید از من

خزان به قیمت جان جار می‌زنید اما
بهار را به پشیزی نمی‌خرید از من

شما هر آینه، آیینه‌اید و من همه آه
عجیب نیست كز اینسان مكدرید از من

نه در تبری من نیز بیم رسوایی است
به لب مباد كه نامی بیاورید از من

اگر فرو بنشیند ز خون من عطشی
چه جای واهمه تیغ از شما ورید از من

چه پیك لایق پیغمبری به سوی شماست؟
شما كه قاصد صد شانه بر سرید از من

برایتان چه بگویم زیاده بانوی من
شما كه با غم من آشناترید از من

-حسین منزوی
❤10
July 11, 2026 444 11