امشب با رفیقم حرف می‌زدم و یه چیزی رو باهاش درمیون گذاشتم که مدت‌هاست… — Out Of Matin — TG.ME

امشب با رفیقم حرف می‌زدم و یه چیزی رو باهاش درمیون گذاشتم که مدت‌هاست بهش فکر می‌کنم و گوشه‌ی ذهنمه.
من از این ناراحت بودم که انگار دیگه نمی‌تونم با آدم‌هایی که دغدغه‌های خیلی کوچیک‌تری دارن ارتباط بگیرم؛ چون انگار حجم آسیب‌هایی که دیدم و همین‌طور شرایط زندگیم باعث شده بعضی وقت‌ها واقعا نتونم بفهمم چرا چیزی که برای بقیه انقدر بزرگ و مهمه، واسه من حتی تکون‌دهنده نیست و به‌خاطر همین احساس می‌کنم آدم مناسبی برای ارتباط گرفتن نیستم و همین باعث شده احساس بدی داشته باشم.
رفیقم در جواب دیدگاه متفاوت‌تری رو باهام به اشتراک گذاشت که خودم تا حالا بهش فکر نکرده بودم و فکر می‌کنم باید اینجا بذارمش؛ هم برای اینکه بمونه، هم شاید یکی دیگه که یه زمانی شبیه من به این موضوع فکر کرده، چیزی رو که اگر نتونسته در گذشته پیدا کنه، در اینجا دریافتش کنه.
💋19❤6🍓4🐳2💘2💔1🤝1
August 31, 2026 1.6K 20