چه پوزخندی
فرزند ایل نوشته :
سلام و درود ☘ اتفاقا این رفتار حاکمیتی عامدانه است الان با بسته شدن برخی از جایگاه ها و افزایش تقاضا( واقعی و انتظاری) باعث خرید و فروش بنزین در یک بازار آزاد موازی کنار جایگاه ها شده است‼️ و متولیان امر دارند کشف قیمت می کنند که مصرف کننده تا چه رقمی حاضر به خرید بنزین در این بازار توزیع موازی خارج از سهمیه است تا قیمت چهارم سهمیه بنزین رو بر اساس آن تعیین و اعلام کنند ‼️
روایت داریم شیطان سه روز در هفته در کلاس مسئولین ایران درس می آموزد و باقی روزهای هفته رو در سراسر دنیا مشغول به تدریس است 😂😁‼️‼️
والا برادر قصه مردم گرفتار ما بلا نسبت شده شبیه آن گاو زبان بسته که سرش گیر کرد . یکی هم پرید سوارش شد.
یکی نیستند. هزارند.
خدا سیرشان کند. آن اشغالهایی که پول تراست را خوردند. این بابک زنجانی ها که مغول وار ریختند. این صندلی های ریاست که شما فکرش را بکن طرف با موتور آمده الان جت شخصی در شانش نیست.
ما یک مرض از این مردم گرفتیم. هنوز از وقاحت و دزدی تعجب می کنیم. هنوز اگر کسی پدر و جدش زندگی با فقری داشتند می پرسیم از راه غیر رانت به دست آوردی یا دزدی کردی.
بخدا آن جوانان نازنین آدم جلوی چشمش است. طرف توی جبهه بود یکسال . نان خشک میخورد. .بعد پیش نماز نمی ایستاد می گفت عدالت شاید نداشته باشم. آخر پسر معصوم چه گناهی کردی که بی عدالت باشی؟
بعد ببین کی میخواهد جانشین آن معصومین پاک شود
ایران را گوشت نذری می بیند که باید از آن بکند.
تو فکر می کنی سیاسیون آنور آبی چشون است؟
می گویند بابا این آدم دوزاری جرا بخورد. من کراواتی باید بخورم.
بعد آن جوان خام را داغ می کند که جانش را بدهد تا نوبت به او برسد.
این پوزخندها .
ما بخدا هیچ کس نیستیم. ولی آن تعریف شهید حمید باکری نزدیک ماست برخی اوقات. دسته سوم . آنها آرزو می کنند کاش شهید می شدند و این روزگار را نمی دیدند ...
وقتی آدم مسلم و سالمی مثل پزشکیان می نشیند کنار آن معاون پارلمانی که رفت قطب جنوب چه حسی دارد؟ هر روز با این وزرا و وکلا احساس پاکی دارد؟ هنوز خود را پیرو حضرت امیر می بیند؟
من هم دوست داشتم مثل دوستان روزنامه نگارم دهن کج می کردم و اسم قشنگی می گذاشتم روی این ناپاکی. مگر می شود کسی دماغش سالم باشد و از بوی زباله تهوع نگیرد.
بخدا آدمی که تهوع می گیرد مریض نیست. آنکس که تهوع نمی گیرد تا گوش سر در آشعال کرده است و دارد حال میکند و می گوید سخت نگیر !
این نسل جدید چرا گریزان است. چون تعجب می کند این وضع را ما دستکاری شده نمی دانیم و طبیعی میدانیم. در شگفت است. در شگفت و فرار میکند از زباله ای که ما به آن خو گرفته ایم. بو مست شده ایم...

